در این نوشتار به صورت كلی و مختصر به چند نمونه از وظایف منتظران حضرت اشاره میكنیم. برای مطالعه بیشتر ـ به كتابهایی كه به طور مفصل به این موضوع پرداختهاند كه بعضی از آنها را در این نوشته نام میبریم ـ مراجعه فرمایید.
1. شناخت:
یكی از ویژگیهای منتظر، شناخت و معرفت به امام زمان است نه فقط یادگیری نامها و القاب و تاریخ ولادت و غیبت؛ بلكه معرفت داشتن به ویژگیها و ابعاد وجودی حضرت و اندیشیدن در كلمات و اوامر حضرت و تأمل در حكمت نامها و نشانهها و علائم ظهور و شگفتی ولادت و حیات او، همچنین دانستن سبب و حكمت غیبت پر رمز و راز حضرت كه به یقین وقتی انسان معرفت به این موارد پیدا كرد و اهداف و آرمانهای او را فهمید خود را برای عملی كردن اهداف امام زمان آماده میسازد و خشنودی او را به خشنودی خودش ترجیح میدهد و سعی میكند سرباز خوبی برای آن حضرت باشد.
از رسول اكرم(صلی الله علیه وآله وسلم) حكایت شده:
«من مات و هو لایعرف امامَهُ ماتَ میتةً جاهلیةً»؛1
«كسی كه بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.»
راههای شناخت امام زمان:
از جمله راههای شناخت امام زمان عبارتند از:
1. تلاش برای آگاهی بیشتر از حضرت یا از طریق شنیدن از بزرگان و یا مطالعهی كتابهایی كه در این زمینه نوشته شده است، مانند كتاب مكیال المكارم كه مرحوم آیتالله سید محمدتقی موسوی اصفهانی تالیف كردهاند و طبق گفته نویسنده به فرمان خود امام زمان(عج) نوشته شده است این كتاب یكدوره امامشناسی كه ترجمه فارسی هم شده است.2
2. راه دوم بوسیله ارتباط روحی و معنوی با دعا و توسل است: همانطور كه در زیارت جامعه میفرماید: «خدایا از تو میخواهم كه مرا از آشنایان به امامان و به حق و حقوق آنان قرار دهی!»3
راه اول: راه معرفت علمی است ولی راه دوم: راه شناخت قلبی و روحی است.
3. اطاعت: اگر چه امام زمان غایب است ولی اراده و فرمانش در میان همهی خلایق جاری است. دستوراتش را باید شناخت و فرمانهایش را باید اطاعت كرد.
از امام صادق(علیه السلام) حكایت شده كه میفرماید:
خوشا به حال شیعیان مهدی قائم(علیه السلام) آنان كه در دوران غیبت او چشم انتظار ظهور اویند و در دوران ظهورش سرسپردگان اوامر او.»4
حال سوال این است چگونه او امر و دستورات امام زمان(عج) را در زمان غیبت ایشان بدانیم و به آنها عمل كنیم؟
در جواب این سوال باید گفت كه اگر چه در خصوص امام زمان ارتباط محسوس بین امام و مردم وجود ندارد ولی در هیچ یك از دو غیبت صغری و كبری امام زمان، پیوند امام با مردم به طور كلی قطع و گسسته نشده است زیرا در هر دو غیبت، امر سفارت و نیابت وجود داشته و دارد و از طریق نایبان، پیوند امام با مردم برقرار بوده و هست. در زمان غیبت صغری نیابت نایبان خاص بوده و در زمان غیبت كبری نیابت نایبان حضرت عام میباشد كه با توجه به شرایط و ضوابطی كه مطرح میكنند اطاعت فقهاء جامع الشرایط لازم و در ردیف اطاعت از امام زمان میباشد. و مخالفت با فقیه جامع الشرایط كه نایب امام است، مخالفت با امام، و مخالفت با امام، مخالفت با خداوند میباشد.
توقیع حضرت ولی عصر(عج):
سوالاتی كه برای مردم حاصل شده بود و برای خودش نیز «اسحاق بن یعقوب» مشكل بود در ذیل نامهای به وسیلة نایب دوم، یعنی محمد بن عثمان عمری به محضر حضرت مهدی(عج) فرستاد و پاسخ آنها را طلبید از جملهی آن مسائل این بود كه مردم در عصر غیبت در حوادث واقعه به چه كسی مراجعه كنند؟ حضرت پاسخ فرمودند:
«.... و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلی روات حدیثنا فانهم حجتی علیكم و انا حجة الله»؛ «اما آنچه سوال كردهای خدا تو را هدایت كند و ثابت قدم نماید... اما حوادثی كه پیش میآید به راویان حدیث ما مراجعه كنید زیرا آنها حجت و نمایندگان من هستند بر شما و من حجت خدا بر شما....»5
از این حدیث استفاده میشود كه اطاعت از ائمهی قبل، عین اطاعت از امام زمان است چون فقها با توجه به قرآن كریم و قول ائمه احكام شرعی را بیان میكنند


LinkBack URL
About LinkBacks

پاسخ با نقل قول
Bookmarks