اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره
-
05-20-2010, 09:49 AM Top |
#1
۞۩*۩۞ ويژه نامه سالروز حماسه آزادي سازي خرمشهر ۞۩*۩۞
-
-
05-20-2010, 04:33 PM Top |
#8
آتش سنگين پدافند عراق در نزديک مرز آغاز شد
هواپيماها ديگر به مرز رسيده بودند که پدافند زميني عراق شروع به شليک انوع و اقسام موشک ها و گلوله هاي ضد هوايي به سمت آنها نمود که البته فقط تهديد از جانب موشک ها بود. در همين موقع چندين موشک سام به سمت فانتوم ها شليک شد که با مهارت خلبان و کمک خلبان ها، همگي به خطا رفتند.
موشک هاي سام بسيار عظيم بودند. تعدادي از خلبانان تا به حال آن را از نزديک نديده بودند. شايد به بزرگي يک هواپيماي جنگنده اف 5 !
فانتوم ها با موفقيت مواضع دشمن را بمباران مي کنند ولي...
در همين زمان شهيد دوران اعلام مي کند:
- همگي آماده فروريختن بمب ها باشيد.
پنجاه دقيقه از شروع پرواز مي گذشت. به ترتيب ابتدا 4 فروند اول بمب هاي خود را رها کردند و سريعا به سمت ايران گردش کردند. سپس چهار فروند دوم نيز با فشار دادن کليد رها سازي بمب ها، هرکدام 6 بمب 3000 پوندي را بر سر صداميان فرو ريختند و شروع به گردش کردند که ناگهان...
صداي انفجار مهيبي شنيده مي شود. يک تير موشک سام با هواپيماي آخر دسته دوم برخورد کرد. موشک با برخورد به موتور سمت راست، آن را از بين برده بود. موتور سمت راست در آتش مي سوخت. هواپيما دچار تکان هاي شديدي شده بود. خلبان در يک لحظه متوجه مي شود که بر اثر انفجار کاناپي خلبان عقب (طلقي که بالاي سر خلبانان است) تکه تکه شده و از جا کنده شده است. تمامي چراغ هاي هشداردهنده هواپيما روشن شده بود و هواپيما تا لحظاتي قابل کنترل نبود. ولي بلافاصله خلبان هدايت هواپيما را که بسياري از سيستم هاي خود را از دست داده بود به عهده مي گيرد.
در اولين اقدام خلبان موتور سمت راست را که در آتش مي سوخت خاموش مي کند و شير بنزين آن را مي بندد تا آتش به نقاط ديگر هواپيما سرايت نکند. بعد از چند لحظه خوشبختانه چراغ اخطار آتش گرفتن موتور سمت راست در کابين خلبان خاموش مي شود.
کمک خلبان دستش را به علامت پيروزي بالا برد
در اين هنگام خلبان از آيينه به کابين عقب نگاه مي کند و با تعجب مي بيند که کمک در هواپيما نيست. احساس غريبي مي کند و پيش خود فکر مي کند که چه شده است؟ آيا او زنده است يا شهيد شده است ؟
در همين اصناف به ياد حرفي که کمک خلبان قبل از پرواز به او زده بود مي افتد:
- من تحت هيچ شرايطي هواپيما را ترک نمي کنم چون دوست ندارم بدست عراقي ها اسير شوم و تا آخرين لحظه در داخل هواپيما باقي مي مانم.
خلبانان بايد مطمئن مي شد که دوست خلبانش در کابين هست يا نه؟ اما چطور بايد اين کار را انجام مي داد؟
به علت ارتفاع زياد و شکسته شدن کاناپي خلبان عقب، فشار هوا در داخل کابين از دست رفته بود. به طوري که به علت نداشتن فشار، خلبان قادر به سخن گفتن نبود. ولي با زحمت زياد خلبان شروع به صدا زدن کمکش مي کند. بعد از چند لحظه با شگفتي تمام دست همکارش را که به علامت پيروزي بالا گرفته بود، مشاهده مي کند.
به دليل سرماي بيش از حد و باد شديد، کمک خلبان سرش را زير کابين برده بود تا از گزند سرما در امان بماند. خلبان خوشحال از اين قضيه به او مي گويد که نگران نباشد سعي مي کند هواپيما را به پايگاه برساند.
خلبان که خوشحال از زنده بودن دوستش است، با سرعت سعي مي کند ارتفاع را کم کند.
هواپيماي ديگر عمق خسارت وارده را تشريح مي کند
همزمان با ليدر دسته نيز تماس مي گيرد و اعلام مي کند که مورد اصابت قرار گرفته است. فرمانده هم به يکي از هواپيما ها دستور مي دهد تا در کنار هواپيماي آسيب ديده تا پايگاه پرواز کند.
هواپيماي فانتوم ديگر چند لحظه بعد در کنار فانتوم آسيب ديده قرار مي گيرد و وضعيت هواپيما را براي خلبان تشريح مي کند و به او خاطرنشان مي کند حجم آسيب ديدگي بالاست. قسمتي از دم هواپيما، قسمت هاي از هر دو بال و قسمت دماغ هواپيما کنده شده و به کلي از بين رفته است، قسمت زير هواپيما هم تمام سوراخ سوراخ مي باشد بهتر است در يک فرودگاه کمکي نزديک مرز به زمين بنشيند و همچنين خاطرنشان مي کند که فرود سختي را خواهد داشت.
خلبان با شنيدن توضيحات تصميم مي گيرد به علت آسيب ديده گي کلي که هواپيما دارد، آن را به هر طريق ممکن به پايگاه اصلي برساند زيرا در آن جا امکانات فرود اضطراري بيشتر و بهتر از فرودگاه هاي کمکي است، پس اين مطلب را به اطلاع هواپيماي ديگر که اکنون در کنار او پرواز مي کرد مي رساند. خلبان هواپيماي ديگر وقتي از تصميم خلبان اف 4 ديگر مطلع مي شود به او مي گويد:
- تصميم گيرنده خودت هستي ... هر طور صلاح مي داني عمل کن.
سپس با پايگاه تماس مي گيرد و به آنها اطلاع مي دهد که خود را براي فرود اضطراري آماده کنند.
مشکلات يکي از پس از ديگري
هواپيما به حدود 100 کيلومتري پايگاه رسيده بود. کنترل هواپيما به سختي انجام مي شد و سوخت نيز درحال اتمام بود.
در پايگاه غوغايي به پا بود. پرسنل آتش نشاني و اورژانس پايگاه همگي در کنار باند حضور داشتند. پرسنل فني نيز مشغول نصب کابل بارير بودند. (کابل ضخيمي که سرتا سر باند را از عرض مي گيرد. هواپيما در اين شرايط قلابي در انتهاي دم دارد که آن را به پايين مي دهد و با درگير شدن اين قلاب با کابل هواپيما متوقف مي شود).
هواپيما با نزديک شدن به باند فرودگاه به تدريج از سرعت و ارتفاع خود مي کاهد. اهرم چرخ ها توسط خلبان پايين داده مي شود. ولي چرخ ها باز نمي شوند. اضطراب دوباره حکم فرما مي شود. خلبان هرکاري مي تواند انجام مي دهد ولي موفق نمي شود.
بلافاصله به کمکش که در کف کابين بود مي گويد توسط اهرم اضطراري سعي کند چرخ ها را پايين بدهد ولي او هم موفق نمي شود. سرانجام با کلنجار زياد و ياري جستن از ائمه اطهار چرخ ها بازمي شوند.
-
-
05-20-2010, 04:38 PM Top |
#9
هنگام فرود نزديک است ولي دوباره مشکل ...
ناگهان هواپيما به علت استفاده از يک موتور آن هم با سرعت کم کنترل خود را از دست مي دهد و در آستانه سقوط قرار مي گيرد. خلبان که چاره اي ندارد با سرعت دستگيره گاز هواپيما را فشار مي دهد و با افزايش سرعت هواپيما دوباره کنترل خود را بدست مي آورد ولي اين پايان کار نبود، به علت بکارگيري از تمام قدرت موتور براي بدست آوردن تعادل، سرعت هواپيما بيشتر از حد مجاز نشستن شده بود و اين درحالي بود که باند هم اکنون در مقابل خلبان قرار داشت.
با چنين سرعتي نشستن بر روي باند آن هم با وضعيتي که هواپيما داشت بسيار خطرناک بود ولي چاره اي نبود. خلبان بايد هواپيما را به زمين مي نشاند. با نزديک شدن به باند چرخ ها باند فرود را لمس کرد همه چيز تا اين لحظه خوب پيش مي رفت ولي...
ناگهان برج کنترل پايگاه فرياد زد:
- کابل بارير پاره شد و لاستيک راست هواپيما نيز ترکيد.
بالاخره هواپيما از حرکت ايستاد
سرعت زياد و غير قابل کنترل هواپيما کابل بارير را پاره کرده بود. هواپيما درميان بهت همگان با سرعت به سمت انتهاي باند مي رفت.
خلبان با توکل به خداوند آخرين کاري را که مي توانست انجام دهد آغاز کرد و با قدرت هرچه تمام تر پاهايش را بر روي پدال ترمز فشار داد. هواپيما با شگفتي تمام انگار کسي آن را متوقف کرده باشد، در انتهاي باند متوقف شده بود. ولي خطر هنوز خلبانان را تهديد مي کرد. شعله هاي آتش موتور سمت راست هواپيما که به دليل فشار شديد باد فرصت بيشتر شدن پيدا نکرده بود به ناگه شعله ور شد، ولي بلافاصله اين آتش توسط پرسنل مستقر مهار شد.
خلبانان بعد از پياده شدن از هواپيما تازه به عمق فاجعه پي بردند و متوجه شدند که با چه معجزه اي بر زمين نشسته اند. خلبانان اذعان مي داشتند که شايد اگر درحال پرواز هواپيما را از اين زاويه ديده بودند اقدام به خروج اضطراري مي کردند.
چه نيرويي خلبانان را نجات داده بود
براستي چه نيروي فوق بشري، اين هواپيما را تا زمين هدايت کرده بود؟ چه کسي به ياري خلبانان شتافته بود؟ آيا اين مصداق بارز امداد غيبي نبود؟ هواپيمايي که کابل ضخيم بارير را پاره کرده بود و يک چرخ هم نداشت توسط چه نيروي در انتهاي باند متوقف شد؟
هواپيماي فانتوم فوق به دليل خسارات وارده شديد، به قسمت بازسازي منتقل شد و پس از گذشت سي ماه کار شبانه روزي پرسنل فني پايگاه، آماده پرواز شد و به خدمت مجدد نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در آمد.
منبع:ساجد
-
-
05-20-2010, 09:39 PM Top |
#10
شرح عمليات
سرانجام عمليات بيت المقدس در 30 دقيقه بامداد روز 10 ارديبهشت 1361 با قرائت رمز عمليات بسم الله الرحمن الرحيم . بسم الله القاسم الجبارين، يا علي ابن ابي طالب از سوي فرماندهي آغاز شد.
شهيد آيت الله صدوقي و آيت الله مشكيني نيز كه در كنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه كربلا حضور داشتند، هر يك به طور جداگانه، پيام هايي را به وسيله بي سيم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت كردند.
عمليات بيت المقدس را به چهار دوره زماني به شرح زير مي توان تقسيم كرد:
مرحله اول : در محور قرارگاه قدس (شمال كرخه كور) به دليل هوشياري دشمن و وجود استحكامات متعدد، پيشروي نيروها به سختي امكان پذير بود و در اين ميان تنها تيپ هاي 43 بيت المقدس و 41 ثارالله موفق شدند از مواضع دشمن عبور كرده و منطقه اي در جنوب رودخانه كرخه كور را به عنوان سرپل تصرف كنند. عدم پوشش جناحين اين يگان ها باعث شده بود كه فشار شديد دشمن برآن ها وارد شود.
-
-
05-20-2010, 09:59 PM Top |
#11
در محور قرارگاه فتح، يگان هاي خودي ضمن عبور از رودخانه به سرعت خود را به جاده اهواز – خرمشهر رسانده و به ايجاد استحكامات و جلوگيري از نقل و انتقالات و تحركات دشمن در جاده مذكور پرداختند.
در محور قرارگاه نصر، به دليل تاخير در حركت و وجود با تلاق در كنار جاده اهواز – خرمشهر و هم چنين تمركز دشمن در شمال خرمشهر، نيروهاي اين قرارگاه نتوانستند به اهداف مورد نظر دست يافته و با قرارگاه فتح الحاق كنند.
الحاق كامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح و هم چنين تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور كار عمليات شب دوم قرار گرفت كه با انجام آن تا حدودي اهداف مورد نظر محقق شد، ليكن برخي رخنه ها همچنان باقي بود تا اين كه سرانجام پس از 5 روز، جاده اهواز – خرمشهر از كيلومتر 68 تا كيلومتر 103 تثبيت و كليه رخنه ها ترميم شد.
-
-
05-20-2010, 10:21 PM Top |
#12
مرحله دوم: در اين مرحله آزاد سازي خرمشهر از دستور كار عمليات خارج و تصميم گرفته شد كه قرارگاه هاي فتح و نصر از جاده اهواز – خرمشهر به سمت مرز پيشروي كنند و قرارگاه قدس نيز ماموريت يافت تا به صورت محدود براي تصرف سرپل در جنوب كرخه كور اقدام نمايد و سپس آن را گسترش دهد.
عمليات در اين مرحله در ساعت 22:30 روز 16/2/1361 آغاز شد. نيروهاي قرارگاه فتح در همان ساعات اوليه به جاده مرزي رسيدند. يگان هاي قرارگاه نصر نيز با اندكي تاخير و تحمل فشارهاي دشمن، به مرز رسيده و با قرارگاه فتح الحاق كردند.
دشمن با مشاهده جهت پيشروي نيروهاي ايران به طرف مرز، لشكر هاي 5 و 6 خود را به عقب كشاند. به نظر مي رسيد اين عقب نشيني با دو هدف انجام شده باشد: يكي جلوگيري از محاصره و انهدام اين لشكرها، و ديگري تقويت هر چه بيشتر خطوط پدافندي بصره و خرمشهر.
در پي اين عقب نشيني كه از ساعات اوليه روز 18/2/1361 آغاز شده بود، نيروهاي قرارگاه قدس ضمن تعقيب نيروهاي دشمن، تعدادي از آن ها را كه از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآوردند و در نتيجه جاده اهواز – خرمشهر (تا انتهاي جنوب منطقه اي كه توسط قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف شده بود) و نيز مناطقي همچون جفير، پادگان حميد و هويزه آزاد شدند
-
-
05-20-2010, 10:23 PM Top |
#13
مرحله سوم: در اين مرحله، قرارگاه نصر ماموريت يافت تا حركت خود را به سمت خرمشهر آغاز نمايد. نيروهاي عمل كننده كه متشكل از چهار تيپ مستقل سپاه پاسداران و دو تيپ ارتش بودند، در آخرين ساعات روز 19/2/1361 عمليات خود را آغاز كردند؛ اما به دليل هوشياري دشمن و تمركز نيرو در خطوط پدافندي اش، نيروهاي خودي در انجام ماموريت خود توفيق نيافتند. تكرار اين عمليات در روز بعد نيز به شكست انجاميد. به همين خاطر تصميم گرفته شد تا براي انجام عمليات نهايي فرصت بيشتري به يگان ها داده شود. هم چنين مقرر شد دو تيپ المهدي (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نيز در حركت بعدي استفاده شود.
-
-
05-20-2010, 10:25 PM Top |
#14
مرحله چهارم عمليات از 1 تا 4 خرداد 1361:
سرانجام در ساعت 22:30 اول خرداد 1361 تلاش براي آزادي سازي خرمشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارين يا محمد بن عبدالله (ع)» آغاز شد در برابر تك سريع و غافلگيرانه، نيروهاي عراقي دچار وحشت وسرگرداني شديد شدند و نتوانستند واكنش مهمي از خود نشان دهند و ارتباط يگان هاي دشمن با يكديگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقي از منطقه خرمشهر گوياي از هم پاشيدگي سازمان يگان هاي دشمن بود.
در روز دوم خرداد نتيجه پيكار بسيار درخشان بود و قرارگاه كربلا به هدف خود كه احاطه كامل خرمشهر بود، رسيد. تعداد اسراي عراقي در اين روز از 2830 نفر تجاوز كرد و يگان هايي از دشمن كه در منطقه بين نهر عرايض و شلمچه مستقر بودند، به ميزان زياد منهدم شدند.
به وجود حضور گسترده هواپيماهاي عراقي در آسمان منطقه، عقابان تيزپرواز نيروي هوايي ارتش در پشتيباني از يكان هاي رزمنده، در صحنه عمليات بيت المقدس حضوري فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقي ها بر روي شط العرب و مناطق تجمع آنان در آن سوي رودخانه، نقش ارزنده اي در آزاد سازي خرمشهر ايفا كردند.
در اواخر روز دوم خرداد، قرارگاه كربلا پس از بررسي آخرين وضعيت، تصميم گرفت تا نيروها با ورود به شهر، آنرا از لوث وجود نيروهاي عراقي پاك گردانند. و در سه بامداد روز سوم خرداد واحدهايي از رزمندگان ايران به آن سوي رودخانه وارد شدند.
-
اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن
Bookmarks