
ویرایش توسط منتظرظهور : 06-14-2010 در ساعت 02:38 AM
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

سخاوت و بخشش
امام باقر(ع) با آن كه درآمدش كم، خرجش بسيار و عيال وار بود، درعين حال بخشندگى اش بين خاص و عام آشكار و بزرگوارى اش - مشهور، و فضل و نيكى اش معروف بود، افراد زيادى به اميد بهره مندى از جود و كرمش به سويش مى شتافتند وهيچ يك نااميد بر نمى گشتند. هركس به خانه اش وارد مى شد، از آنجا بيرون نمى رفت،مگر آنكه غذايش مى داد، لباس نيكويش مى پوشاند و مبلغى پول به او مى بخشيد. بخشش او به حدى بود كه مورد اعتراض نزديكان قرار گرفت. آن حضرت ياور بيچارگان، يار درماندگان و دستگير در راه ماندگان بود.
هرگاه شيعيانش از شهرهاى ديگر به ديدارش مى رفتند. زاد و توشه راه، لباس و جايزه شان مى داد، و مى فرمود:
«پيش از آنكه ملاقاتم كنيد اين ها برايتان آماده شده بود».
جايزه هايش بين پانصد تا هزار درهم بود. هم خود مى بخشيد و هم به ياران وخويشانش سفارش مى كرد كه بخشنده باشند، در يك روز هشت هزار دينار به مستمندان مدينه بخشيد و خانواده اى را كه يازده نفر بودند و همه غلام و كنيز بودند آزاد كرد. به سبب بخشش هايش نيازمندان زيادى به منزلش مراجعه مى كردند و آن حضرت به غلامان و كنيزانش سفارش مى كرد كه آنها را تحقير نكنند و گدا ننامند بلكه آنان را به بهترين نامهايشان صدا بزنند. هر روز جمعه يك دينار صدقه مى داد و مى فرمود:
«نيك و زشت و صدقه روز جمعه دو چندان مى شود»
و نيز مى فرمود:
«نيكى،فقر را مى زدايد و بر عمر مى افزايد و از مرگ بد پيشگيرى مى كند». پيوسته يارانش را به همدردى و دستگيرى يكديگر سفارش مى كرد
و مى فرمود: «چه بد برادرى است، برادرى كه چون غنى باشى همراهت باشد و چون فقير شوى تو را تنها بگذارد». و مى فرمود: «برادرى آنگاه كامل است كه يكى از شما دست در جيب رفيقش كند و هرچه مى خواهد برگيرد».
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
درياي علم امام باقر عليه السلام
امام ابوجعفر، باقرالعلوم، پنجمین پیشواى ما، در سوم ماه صفر سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدینه چشم به جهان گشود.(1) او را"محمد" نامیدند و"ابوجعفر" كنیه و"باقرالعلوم" یعنى" شكافنده دانش ها" لقب آن گرامى است.
احاطه علمی امام به قدری بود که علما و دانشمندان بسیاری در باب میزان دانش ایشان سخن گفته اند که در این مقاله برخی از نظرات عالمان را مطرح می کنیم .
در كشف الغمة از حافظ عبد العزیز بن اخضر جنابذى در كتابش موسوم به معالم العترة الطاهرة از حكم بن عتیبه نقل شده است كه در مورد آیه " ان فى ذلك لایات للمتوسمین"( حجر/75)؛ و در این - عذاب- هوشمندان را عبرت و بصیرت بسیار است. گفت: " به خدا سوگند محمد بن على در ردیف همین هوشمندان است."
ابو زرعه نیز گفته است: به جان خودم ابو جعفر از بزرگترین دانشمندان است.
ابو نعیم در حلیة الاولیاء نوشته است: مردى از ابن عمر درباره مسئلهاى پرسش كرد. ابن عمر نتوانست او را پاسخ گوید. پس به سوى امام باقر(ع) اشاره كرد و به پرسش كننده گفت: نزد این كودك برو و این مسئله را از او بپرس و جواب او را هم به من بازگوى.
آن مرد به سوى امام باقر(ع) رفت و مشكل خود را مطرح كرد. امام نیز پاسخ او را گفت. مرد به نزد ابن عمر بازگشت و وى را از جواب امام باقر(ع) آگاه كرد. آنگاه ابن عمر گفت: اینان اهل بیتى هستند كه از همه علوم آگاهى دارند.
در حلیة الاولیاء آمده است: محمد بن احمد بن حسین از محمد بن عثمان بن ابى شیبه، از ابراهیم بن محمد بن ابى میمون، از ابو مالك جهنى، از عبدالله بن عطاء، نقل كرده است كه گفت: من هیچ یك از دانشمندان را ندیدم كه نسبت به دانشمندى دیگر كم دانش تر باشند مگر نسبت به ابو جعفر. من حكم را مىدیدم كه در نزد او چون شاگردى مىكرد.
شیخ مفید در كتاب ارشاد و ابن جوزی در تذکرة الخواص مىنویسند: شریف ابو محمد حسن بن محمد از جدم، از محمد بن قاسم شیبانى، از عبد الرحمن بن صالح ازدى، از ابو مالك جهنى، از عبدالله بن عطاء مكى، روایت كرده است كه گفت:
هرگز دانشمندى را ندیدم كه نسبت به دانشمندى دیگر آگاهی هایش كمتر باشد مگر نسبت به ابو جعفر محمد بن على بن حسین. من حكم بن عتیبة را با آن آوازهاى كه در میان پیروانش داشت مىدیدم كه در مقابل آن حضرت چونان طفلى مىنمود كه در برابر آموزگارش قرار گرفته است.
این سخن، چنان كه ملاحظه گردید، از عطاء نقل شده و باز به همان گونه كه شنیدید ابو نعیم اصفهانى و شیخ مفید آن را از عبد الله بن عطاء روایت كردهاند. محمد بن طلحه نیز در كتاب مطالب السؤول، این روایت را به همین نحو نقل كرده است. البته در این باره ملقب شدن آن حضرت به لقب باقرالعلوم و شهرت وى در میان خاص و عام و در هر عصر و زمان بدین لقب كفایت مىكند.
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

ابن شهر آشوب در كتاب مناقب از محمد بن مسلم نقل كرده است كه گفت: من سى هزار حدیث از آن حضرت پرسیدم. شیخ مفید نیز در كتاب اختصاص، به نقل از جابر جعفى آورده است:
ابو جعفر امام باقر(ع) هفتاد هزار حدیث برایم گفت كه هرگز از كسى نشنیده بودم.
شیخ مفید مى نویسد: از هیچ كدام از فرزندان امام حسن و امام حسین علیهم االسلام این اندازه از علم دین و آثار و سنت و علم قرآن و سیره و فنون ادب كه از امام باقر علیه السلام صادر شده، ظاهر نشده است.
بسیارى از دانشمندان از آن حضرت كسب علم كرده و بدو اقتدا نموده بودند و گفتار آن حضرت را پیروى مى كردند و از فقه و دلایل روشنى بخش حضرتش در توحید و فقه و كلام كمال استفاده را به عمل مىآوردند.
گفتار آن حضرت درباره توحید
بنابر نقل مدائنى، روزى یكى از اعراب بادیه به خدمت ابو جعفر محمد بن على آمد و از وى پرسید:
آیا به هنگام عبادت خداوند هیچ او را دیدهاى؟ امام پاسخ داد:
من چیزى را كه ندیده باشم عبادت نمىكنم. اعرابى پرسید:
چگونه او را دیدهاى؟
فرمود: دیدگان نتوانند او را دید اما دل ها با نور حقایق ایمان او را مى بینند. با حواس به درك نمى آید و با مردمان قیاس نمىشود. با نشانه ها شناخته شود و با علامت ها موصوف گردد.
در كار خود هرگز ستم روا نمى دارد. او خداوندى است كه جز او معبودى نیست. اعرابى با شنیدن پاسخ امام باقر(ع) گفت: خداوند خود آگاه تر است كه رسالتش را كجا قرار دهد.
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
احتجاج امام علیه السلام
احتجاج آن حضرت با محمد بن منكدر از زاهدان و عابدان بلند آوازه عصر خویش .
شیخ مفید در ارشاد می نویسد: شریف ابو محمد حسن بن محمد از جدم، از یعقوب بن یزید از محمد بن ابى عمیر، از عبد الرحمن بن حجاج، از ابوعبدالله امام صادق(ع) نقل كرده است كه فرمود: محمد بن منكدر مىگفت: گمان نمىكردم كسى مانند على بن حسین، خلفى از خود باقى گذارد كه فضل او را داشته باشد، تا این كه پسرش محمد بن على را دیدم.
مىخواستم او را اندرزى گفته باشم اما او به من پند داد. ماجرا چنین بود كه من به اطراف مدینه رفته بودم ساعت بسیار گرمی بود. در آن هنگام با محمد بن على مواجه شدم. من با خودم گفتم: یكى از شیوخ قریش در این گرما و با این حال در طلب دنیا كوشش مىكند. به خدا او را اندرز خواهم گفت.
پس نزدیك او شدم و سلامش دادم او نیز در حالى كه عرق مىریخت با گشاده رویى جوابم گفت. به وى عرض كردم: خداوند كار ترا اصلاح كند! یكى از شیوخ قریش در این ساعت و با این حال براى دنیا كوشش مىكند! به راستى اگر مرگ فرا رسد و تو در این حال باشى چه مىكنى؟ او دست از کار برداشت و گفت:
به خدا سوگند اگر مرگ من در این حالت فرا رسد؛ مرگم فرا رسیده در حالى كه من به طاعتى از طاعات الهى مشغولم. در حقیقت من با این طاعت مىخواهم خود را از تو و از دیگران بىنیاز كنم. بلكه من هنگامى از مرگ باك دارم كه از راه برسد در حالى كه من مشغول به یكى از معاصى الهى باشم.
محمد بن مكندر گوید: گفتم: "خدا تو را رحمت كند! مىخواستم اندرزت گفته باشم اما تو به من اندرز دادى."
كلینى در كافى، مانند همین روایت را از امام صادق (ع) نقل كردهاند.
البته باید گفت که معناى سخن محمد بن منكدر كه گفته بود: "
مىخواستم اندرزت گفته باشم ولى تو به من اندرز دادى" این است كه وى همچون طاووس یمانى و ابراهیم ادهم و... از متصوفه بود و اوقات خود را به عبادت سپرى مىكرد و دست از كسب و كار شسته بود و بدین سبب خود را سربار مردم كرده بود. و بار زندگى خود را بر دوش مردم نهاده بود او م ىخواست امام باقر (ع) را نصیحت كند كه مثلا شایسته نیست آن حضرت در آن گرماى روز به طلب دنیا برود.
امام (ع) نیز به او پاسخ مىدهد كه: بیرون آمدن وى براى یافتن رزق و روزى است تا احتیاج خود را از مردمان ببرد كه این خود از برترین عبادات است.
اندرزى كه این سخن براى ابن منكدر داشت این بود كه وى در ترك كسب و كار و انداختن بار زندگیش بر دوش مردم و اشتغالش به عبادت راهى خطا در پیش گرفته است. به همین جهت بود كه ابن منكدر گفت: " مىخواستم اندرزت گفته باشم..."
بنابر همین اصل است كه از صادقین علیهما السلام دستور اشتغال به كسب و كار و نهى از افكندن بار زندگى بر دوش دیگران صادر شده است. از آنان همچنین روایت شده است كه اگر كسى به عبادت خداى پردازد و شخص دیگرى در پى كسب و كار روانه شود، عبادت این شخص اخیر بالاتر و برتر از آن دیگرى است. امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل كرده است كه فرمود:
" ملعون است ملعون است كسى كه خود را سربار مردمان قرار دهد."
منبع:
كتاب: سیره معصومان، ج 5، ص 18.
نویسنده: سید محسن امین. ترجمه: على حجتى كرمانى .
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
سيره اجتماعي امام صادق عليه السلام
امامان ما تا حضرت باقرعلیه السلام وظیفه حفاظت اسلام را از خطرصدمه انحراف، و مصونیت اسلام را به عنوان قانونگذار تحقق بخشیدند، كوششهاى پیشوایان بعدی در مرحله دوم با فعالیت امام باقر(ع) آغاز گردید و برترى فعالیت آن بزرگوار این بود كه به توده شیعه شكلى تفصیلى و خاص داده و آن را به حركت درآورد.
این توده شیعى، به عنوان توده مؤمن و نگاهدارنده خط حقیقى اسلام شناخته می شد و به عبارت دیگرهمه كوشش امام این بود كه به شیعه شكلى مخصوص بدهد و خصوصیات آن را مشخص كند و آن گروه را به عنوان گروه مؤمن و حافظ خط حقیقى اسلام بشناساند.
تفاوت میان این دو مرحله آن بود كه پیشوایان مرحله نخستین معناى تشیع را در فضایی مخوف و نا آرام سیاسی آشكار كردند زیرا آنان به چاره گرى هدف مهم خود یعنى محافظت اسلام از صدمه انحراف توجه داشتند در حالی كه پیشوایان مرحله دوم، به خصوص امام باقر(ع) فراز آمدند تا شیعه را به شكل حقیقى آن درآورند و در سطح عام، چهار چوبى تفصیلى و دربرگیرنده، به گروه شیعه بدهند و برنامهاش را تنظیم كنند.
معناى این سخن آن نیست كه پیشوایان مرحله نخستین براى ظاهر ساختن توده شیعه كارى نكردند، بلكه فعالیت آنان در این زمینه فعالیت ثانوى و ایجاد نظم مخصوص بود و این فعالیت در سطحى خاص توسط امام على(ع) صورت گرفته بود و امثال سلمان پارسى و ابوذرغفارى و عماربن یاسر و مالك اشتر و دیگران از شیعیان او بودند.
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

نظر امت نسبت به امام باقر(ع)
آمدن امام(ع) مقدمهاى براى اقدام به وظایف دگرگون سازى امت بود. زیرا امت، او را فردى منحصر از فرزندان كسانى مىشناخت كه جان خود را فدا كردند تا موج انحراف كه نزدیك بود معالم اسلام را از میان ببرد متوقف گردد.
پس، آنان از این رو قربانى شدند تا مسلمانان بدانند كه حكامى كه به نام اسلام حكومت می كنند، از تطبیق اسلام با واقعیت آن به اندازهاى دورند كه مفاهیم كتاب خدا و سنت رسول اكرم(ص) در یك طرف قرار دارد و آن حاكمان منحرف در طرف دیگر.
وظیفه كشف سرپرست حاكمان و واقعیت منحرف آنان و نشان دادن دورى آنان از اسلام از وظایف پیشوایان مرحله نخستین بود و از خلال مساعى و فداكارى آنان،آن وظیفه انجام گرفت و آن مهم تحقق یافت.
اینك امام باقر(ع) برآن شد تا آن معانى و مساعى را بارور گرداند و براى مسلمانان آشكار سازد كه چنان امورى كه تحقق یافته است و آن قربانیها و فداكاریهاى بزرگ، مجرد اعمال دلخواه نبود كه عدهاى براى پیروزى اسلام به آن برخاسته باشند و غیرت و حمیتى كه نسبت به اسلام داشتهاند آنان را برانگیخته باشد. بلكه آن فعالیتها، صورت منحصر فعالیتهایى است كه با آن مواجه شدهاند تا بنیان تودهاى آگاه را پى افكنند كه به اسلام، ایمان صحیح و آگاهانه داشته باشند.
چنین تودهاى را، معالم و منطق و شرایط مخصوصى است و باید داراى دیدى متمایز باشند كه آن را در شئون گوناگون حیات اسلامى به كار برند.
در آن زمان شرایطی فراهم شد كه كوششهاى امام باقر(ع) به فزونى روى گذارد تا آنچه نیاكان گذشته او(ع) آغاز كردند، بنیان گذارد و از دستاوردهایى كه دراین میدان به آن صورت تحقق بخشیدند، فایده برد.
پس، خط تاریخى كه با فداكاریها و كوششهاى امامان مرحله نخستین تجسم یافته بود، براى امام باقر(ع) و نزد امت اسلام مكان و منزلتى والا ایجاد كرد و ما این منزلت و مقام را از خلال مسلمات بسیار تاریخ مىشناسیم.
هشام که درآن زمان خلیفه بود وقتى به امام(ع) اشاره می كند و مىپرسد كه این شخص كیست؟ به او می گویند او كسى است كه مردم كوفه شیفته و مفتون اویند.
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]

این شخص امام عراق است
در روایت حبابة الوالبیه آمده است كه گفت:«در مكه مردى را دیدم كه بین«باب» و«حجر» بر بلندى ایستاده بود. مردم پیرامون وى انبوه شده بودند و در مشكلات خود از او نظر می خواستند و باب پرسشهاى دشوار را بر او می گشودند و او را رها نكردند تا دو هزار مساله را به آنان فتوى داد.
آنگاه برخاست و می خواست رهسپار شود كه یكى با آوائى آهسته بانك برآورد كه هان، این نور درخشان... و جمعى نیز كه می گفتند این كیست؟
جواب شنیدند كه او محمد بن على باقر، امام محمد بن على بن حسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام است.
از ابرش روایت است كه وقتى هشام به امام باقر(ع) اشاره كرد و گفت این كیست كه مردم عراق پیرامون او گرد آمدهاند و از او پرسش می كنند؟ گفت:
این پیمبر كوفه و فرزند رسول الله و باقرالعلوم است و مفسر قرآن. پس مسالهاى را كه نمی دانست از او پرسید.
در موسم حج، ازعراق و خراسان و دیگر شهرها هزاران مسلمان از ایشان فتوى می خواستند و از هر باب از معارف اسلام از او مىپرسیدند و این امر دلیل آن بود كه او در دل تودههاى مردم جاى داشت. این واقعه میزان نفوذ وسیع امام را در قلوب تودههاى مردم نشان می داد.
از سوى فقیهان بزرگ كه وابسته به حوزههاى فكرى و علمى بودند، مسائل دشوار در محضر او مطرح و گفتگوهاى بسیار با امام(ع) به عمل آمد. البته ازامام پاسخ می خواستند تا وی را در تنگنا قرار دهند و در مقابل مردم، امام را به خاموشى وا دارند.
كسانى بودند كه از شهرى به شهرى سفر می كردند تا ازایشان(ع) پرسش كنند و در محضرش سؤالى طرح نمایند. همه این امور به این معنى اشاره می كند كه در برنامه امام(ع) دقت بسیار به كار رفته بود و مردم او را دوست می داشتند و او به مردم علاقمند بود و در امت نفوذى گسترده داشت و این امر در بسیارى از شهرها واكنش پدید آورده بود.
از پارهاى از نصوص چنین استنباط می شود كه رهبرى مردمى او فراتر از جهان اسلام و تقسیمات گروهى و قبیلهاى بود. نه این كه رهبرى گروهى را بر عهده داشت و رهبرى برخى رانداشت. بلكه اگر گروههاى جدیدى به اسلام می گرویدند.
آنان نیز به رهبرى او معترف بودند و روحا با وى پیوند داشتند. با وجود این كه كشت و كشتار نژادى و قبیلهاى در مدت خلافت امویان بین قبیله«مضر» و«حمیر» شعله ور بود، با این همه مىبینم، اهل هر دو قبیله، یاران امام(ع) بودند.
چندانكه شاعران رسمى شیعه از هر دو سوى مانند فرزدق تمیمى مغیرى و كمیت اسدى حمیرى در دوستى امام(ع) و اهل بیت اتفاق داشتند.
این میزان عاطفه تودهاى و نفوذ وسیع، امام باقر(ع) را وارث كوششها و فداكاریهایى كرده بود كه در اعمال پیشوایان مرحله نخستین تجسم یافته بود. آن كوششها و فداكاریها، به پیشوایان آن مرحله فرصت داد تا به بیان و ارائه چهارچوب تفصیلى و واضح تشیع پردازند.
---------------------------------------
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
[Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...][Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
Bookmarks