برای استفاده از تمامی امکانات لطفا اول عضو شوید ، برای عضویت کلیک بکنید

کد دعای فرج برای وبلاگ


contact us home
W-ENTER

آخرين ارسالات تالار
بازگشت   انجمنهاي تخصصي آيه هاي زندگي > آزاد > مناسبتها > مناسبتهای مذهبی

"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا" خدايا، در اين لحظه و در تمام لحظات، سرپرست و نگاهدار و راهبر و يارى گر و راهنما و ديدبان ولىّ‏ات حضرت حجّة بن الحسن- كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد- باش، تا او را به صورتى كه خوشايند اوست [و همه از او فرمانبرى مى‏نمايند] ساكن زمين گردانيده، و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بحقهم.
پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی ۰۴-۲۵-۱۳۸۹, ۱۲:۱۳ بعد از ظهر   #1 (permalink)

منتظرظهور آواتار ها

تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,169
سپاس ها: 22
سپاس شده 198 در 198 پست
Activity Longevity
0/20 20/20
Today نوشته ها
0/0 sssss1169

درجه: 29 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 606 / 866
سحر و جادو: 389 / 946
تجربه: 87%

Eh S ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄

__________________

منتظرظهور آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

5 آخرین موضوعات ارسال شده منتظرظهور
موضوعات انجمن آخرین ارسال کننده پاسخ ها نمایش ها آخرین ارسال
★*★*★ در حريم يار ، به شوق وصال ( ويژه نامه ماه... مناسبتهای مذهبی منتظرظهور 25 129 ۰۵-۱۷-۱۳۸۹ ۱۱:۱۵ بعد از ظهر
۞*•*♥*•*۞ آسماني ترين جوان(ويژه نامه ولادت حضرت... مناسبتهای مذهبی منتظرظهور 24 58 ۰۴-۳۱-۱۳۸۹ ۰۹:۱۰ بعد از ظهر
► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام... مناسبتهای مذهبی منتظرظهور 16 48 ۰۴-۲۵-۱۳۸۹ ۱۲:۱۳ بعد از ظهر
۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه ميلاد ماه بني هاشم حضرت عباس... مناسبتهای مذهبی منتظرظهور 20 51 ۰۴-۲۳-۱۳۸۹ ۱۱:۵۸ بعد از ظهر
(¯*|♥|♥|♥|*¯) پيامك هاي تبريك ميلاد امام حسين،... پيامك سید 23 84 ۰۴-۲۳-۱۳۸۹ ۱۲:۵۸ قبل از ظهر

قدیمی ۰۴-۲۵-۱۳۸۹, ۱۲:۱۴ بعد از ظهر   #2 (permalink)

منتظرظهور آواتار ها

تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,169
سپاس ها: 22
سپاس شده 198 در 198 پست
Activity Longevity
0/20 20/20
Today نوشته ها
0/0 sssss1169

درجه: 29 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 606 / 866
سحر و جادو: 389 / 946
تجربه: 87%

پیش فرض



جشن میلاد امام چارمین آمد پدید
روز وجد مؤمنات و مؤمنین آمد پديد
درّة التّاج فضیلت جوهر علم لدن
حضرت سجّاد زین العابدین آمد پديد
یك فلك مجد و كرامت یك جهان اجلال و فرّ
در رخ انسان به چهرى دلنشین آمد پديد
یك جهان تسلیم یك عالم رضا یك دهر فضل
آسمانى آفتابى بر زمین آمد پديد


__________________
[برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...]

منتظرظهور آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۰۴-۲۵-۱۳۸۹, ۱۲:۱۷ بعد از ظهر   #3 (permalink)

منتظرظهور آواتار ها

تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,169
سپاس ها: 22
سپاس شده 198 در 198 پست
Activity Longevity
0/20 20/20
Today نوشته ها
0/0 sssss1169

درجه: 29 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 606 / 866
سحر و جادو: 389 / 946
تجربه: 87%

پیش فرض



قلب زمانه مي طپد


چشم ها به راه آمدنش خيره شده

ضربان تند قلب مادرش

بشارت آمدن نوري درخشان

به دنياي تيره جاهليت ميدهد

مردی می آيد

که دستانش بوی کرامت،

پيشانی اش بوی بندگی

وگام هايش، ندای ايستادگی

سرمی دهد.

بهار به حيرت ايستد،

باد سجده می کند

و خورشيد، شکرانه می دهد

دردانه بيت حسين بن علي (ع)

ميلادت مبارك باد

__________________
[برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...]

منتظرظهور آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۰۴-۲۵-۱۳۸۹, ۱۲:۲۳ بعد از ظهر   #4 (permalink)

منتظرظهور آواتار ها

تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,169
سپاس ها: 22
سپاس شده 198 در 198 پست
Activity Longevity
0/20 20/20
Today نوشته ها
0/0 sssss1169

درجه: 29 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 606 / 866
سحر و جادو: 389 / 946
تجربه: 87%

پیش فرض

[برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...]
ولادت

امام علي بن حسين بن علي بن ابيطالب عليه السلام مشهور به سجاد، چهارمين امام شيعيان بنا به قولي مشهور، در پنجم شعبان سال 38 هجري قمري متولد شدند.

امام زين العابدين فرزند امام حسين (ع) و شهربانو، دختر يزگرد سوم پادشاه ايران، بود که در زمان فتح ايران توسط مسلمين به اسارت گرفته شدند و سپس بر اساس انتخاب خودشان به عقد حسين ابن علی (ع) در آمدند.

امام زين العابدين عليه السلام زماني ديده به جهان گشود كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علي بن ابيطالب عليه السلام بود.

آن حضرت 3 سال از خلافت علوي و حكومت چند ماهه امام حسن عليه السلام را درك كرد.

امام سجاد عليه السلام در عاشوراي سال 61 هجري قمري حضور داشت و در آن واقعه به صورتي معجزه آسا نجات يافت و پس از شهادت پدرش امام حسين عليه السلام مسئوليت زمامداري شيعيان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد.
__________________

منتظرظهور آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۰۴-۲۵-۱۳۸۹, ۱۲:۲۹ بعد از ظهر   #5 (permalink)

منتظرظهور آواتار ها

تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,169
سپاس ها: 22
سپاس شده 198 در 198 پست
Activity Longevity
0/20 20/20
Today نوشته ها
0/0 sssss1169

درجه: 29 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 606 / 866
سحر و جادو: 389 / 946
تجربه: 87%

پیش فرض

[برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...]

امام سجاد بنده كامل پرودگار


و عباد الرحمن الذین یمشون على الأرض هونا و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما.و الذین یبیتون لربهم سجدا و قیاما.و الذین یقولون ربنا اصرف عنا عذاب جهنم إن عذابها كان غراما.ساءت مستقرا و مقاما.إذا أنفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و كان بین ذلك قواما...و الذین لا یشهدون الزور و إذا مروا باللغو مروا كراما.

آیات فوق از سوره فرقان است. خداوند در این آیات صفت مؤمنان گزیده را شمرده است. ... همه نشانه‏هایى را كه براى بندگان كامل پروردگار «عباد الرحمن» معین شده در على بن الحسین (ع) آشكار است. او در چنان دوره تاریك براى جویندگان انسانیت به حقیقت چراغى روشن بود.

با رفتار و گفتار خود سیرت فراموش شده جد و پدر و خاندان رسالت را زنده كرد و مردمى كه سالها با عصر نبوت فاصله داشتند نمونه تربیت اسلامى را به چشم خود دیدند. پرستش خدا، نرم خوئى، محاسبه نفس تا حد ریاضت، خود شكنى براى حق، دستگیرى مستمندان، بخشش، پرهیزگارى و...


جاحظ در رساله‏اى كه در فضائل بنى هاشم نوشته در باره او گفته است:
اما على بن الحسین (ع)، در باره او خارجى را چون شیعه و شیعه را چون معتزلى ومعتزلى را چون عامى و عامى را چون خاص دیدم و كسى را ندیدم كه در فضیلت او شك داشته باشد و یا در مقدم بودن او سخنى گوید

او نه تنها با خویشان، دوستان، آشنایان، بزرگوارانه رفتار مى‏كرد، بلکه مهربانى وى بدان درجه بود كه بر دشمنان درمانده نیز شفقت داشت، و بر جانوران سایه مرحمت مى‏افكند.

طبرى نوشته است چون خبر مرگ یزید به حصین بن نمیر رسید، به شام بازگشت. سر راه خود خسته و كوفته و نگران به مدینه آمد. اسب او ناتوان و سوار از اسب ناتوان‏تر.

در مدینه على بن الحسین (ع) از او پذیرائى كرد

مجلسى از سید بن طاوس و او به اسناد خود از امام صادق (ع) آورده است كه چون ماه رمضان مى‏رسید على بن الحسین (ع) خطاهاى غلامان و كنیزان خود را می نوشت كه فلان غلام یا فلان كنیز چنین كرده است.

در آخرین شب ماه رمضان آنان را فراهم مى‏آورد و گناهان آنان را برایشان مى‏خواند كه تو چنین كردى و من تو را تأدیب نكردم و آنان مى‏گفتند درست است. سپس خود در میان آنان مى‏ایستاد و مى‏گفت بانگ خود را بلند كنید و بگوئید:
على بن الحسین (ع) ! چنانكه تو گناهان ما را نوشته‏اى پروردگار تو گناهان تو را نوشته است. و او را كتابى است كه به حق سخن می گوید. گناهى خرد یا كلان نكرده‏اى كه نوشته نشده باشد.

چنانكه گناهان ما بر تو آشكارست، هر گناه كه تو كرده‏اى بر پروردگارت آشكار است، چنانكه از پروردگار خود امید بخشش دارى ما را ببخش و از خطاى ما در گذر. و چنانكه دوست دارى خدا تو را عفو كند از ما عفو كن تا عفو و رحمت او را در باره خود ببینى!



__________________

منتظرظهور آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۰۴-۲۵-۱۳۸۹, ۱۲:۳۰ بعد از ظهر   #6 (permalink)

منتظرظهور آواتار ها

تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,169
سپاس ها: 22
سپاس شده 198 در 198 پست
Activity Longevity
0/20 20/20
Today نوشته ها
0/0 sssss1169

درجه: 29 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 606 / 866
سحر و جادو: 389 / 946
تجربه: 87%

پیش فرض

[برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...]

على بن الحسین (ع) ! خوارى خود را در پیشگاه پروردگارت به یاد آر! پروردگارى كه به اندازه خردلى ستم نمیكند.


على بن الحسین (ع) ! ببخش! و در گذر تا خدا تو را به بخشد و از تو در گذرد، چرا که او مى‏گوید:

و لیعفوا و لیصفحوا ألا تحبون أن یغفر الله لكم
این چنین مى ‏گفت ومى‏گریست و نوحه می كرد و آنان گفته او را تكرار می كردند.

سپس مى‏ گفت پروردگارا ما را فرموده‏اى بر كسى كه بر ما ستم كرده است ببخشیم. ما چنین كردیم و تو از ما بدین كار سزاوارترى. فرموده‏اى خواهنده را از در خانه خود نرانیم.

ما خواهنده و گدا به در خانه تو آمده‏ایم و بر آستانه تو ایستاده‏ایم و ملازم درگاه تو شده‏ایم و عطاى ترا مى‏خواهیم. بر ما منت گذار و محروممان مساز كه تو بدین كار از ما سزاوارترى. خدایا مرا در زمره آنان در آور كه بدانها انعام فرموده‏اى.


سپس به كنیزان و غلامان خود مى‏گفت "من از شما گذشتم. آیا شما هم از رفتار بدى كه با شما كرده‏ام در می گذرید؟ من مالك بد كردار و پست ستمكارى هستم كه مالك من بخشنده و نیكوكار و منعم است." آنان مى‏گفتند "آقاى ما تو به ما بد نكرده‏اى و ما از تو گذشتیم." می گفت "بگویید خدایا چنانكه على بن الحسین (ع) از ما گذشت از او در گذر و چنانكه ما را آزاد كرد از آتش دوزخ آزادش كن."

ـ مى‏گفتند آمین!

ـ بروید. من از شما گذشتم و به امید بخشش و آزادى شما را در راه خدا آزاد كردم و چون روز عید مى‏شد بدانها پاداش گران مى‏بخشید.

در پایان هر رمضان دست كم بیست تن برده و یا كنیز را كه خریده بود در راه خدا آزاد می كرد. چنانكه خادمى را بیش از یك سال نزد خود نگاه نمی داشت و گاه در نیمه سال او را آزاد مى‏ساخت.


«مجلسى» به سند خود آورده است كه: على بن الحسین (ع) روزى یكى از بندگان خود را تازیانه زد، سپس بخانه رفت و تازیانه را آورد و خود را برهنه كرد و خادم را گفت "بزن على بن الحسین (ع) را." خادم نپذیرفت و او ویرا پنجاه دینار بخشید.


روزى گروهى در مجلس او نشسته بودند، از درون خانه بانگ شیونى شنیده شد. امام بدرون رفت بازگشت و آرام بر جاى خود نشست حاضران پرسیدند: مصیبتى بود؟

ـ آرى! بدو تسلیت دادند و از شكیبائى او به شگفت درماندند.
امام گفت: ـ ما اهل بیت، خدا را در آنچه دوست می داریم اطاعت میكنیم و در آنچه ناخوش می داریم سپاس می گوئیم .

__________________

منتظرظهور آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۰۴-۲۵-۱۳۸۹, ۱۲:۳۱ بعد از ظهر   #7 (permalink)

منتظرظهور آواتار ها

تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,169
سپاس ها: 22
سپاس شده 198 در 198 پست
Activity Longevity
0/20 20/20
Today نوشته ها
0/0 sssss1169

درجه: 29 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 606 / 866
سحر و جادو: 389 / 946
تجربه: 87%

پیش فرض

[برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...]


حلم امام سجاد

و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما
مؤمنان چنین‏اند، اگر ببینند مردم نادان سخن زشت گویند، آنان راه مسالمت پویند، بزرگوارانه پاسخ دهند، تا از شر ایشان برهند. گفتار آنان استوار است و پذیرفته گردكار، بر جاهلان نمى‏تازند، و با مهربانى درونشان را آرام مى‏سازند. ادب قرآن چنین است و دستور پیغمبر این، و خاندان رسول این ادب را از جد خود میراث بردند كه «و انك لعلى خلق عظیم» .

روزى به مردمى گذشت كه از او بد مى‏گفتند فرمود:
اگر راست مى‏گویید خدا از من بگذرد و اگر دروغ مى‏گوئید خدا از شما بگذرد.
روزى مردى برون خانه او را دید و بدو دشنام داد. خادمان امام بر آن مرد حمله بردند.
ـ على بن الحسین گفت:
ـ او را رها کنید. سپس بدو گفت:
آنچه از ما بر تو پوشیده مانده بیشتر از آنست كه می دانى. آیا حاجتى دارى؟ مرد شرمنده شد و امام گلیمى را كه بر دوش داشت بر او افكند و فرمود هزار درهم به او بدهند.
مرد از آن پس می گفت گواهى می دهم كه تو فرزند پیغمبرى
از «زهرى» پرسیدند، على بن الحسین را دیدى؟ گفت:
ـ آرى. و كسى را از او فاضلتر ندیدم. به خدا ندیدم در نهان دوستى و در آشكارا دشمنى داشته باشد.
ـ چگونه چنین چیزى ممكن است؟
ـ چون هر كس دوست او بود، از دانستن فضیلت بسیار وى بر او حسد مى‏برد و اگر كسى با او دشمن بود به خاطر روش مسالمت‏آمیز وى دشمنى خود را آشكار نمیكرد.

هشام بن اسماعیل كه از جانب عبدالملك حاكم مدینه بود بر مردم ستم بسیار كرد چون از كار بركنارش كردند، مقرر شد براى تنبیه وى او را برابر مردم برپا بدارند تا هر كس هر چه می خواهد بدو بگوید.

هشام می گفت جز على بن الحسین از كسى نمى‏ترسم. هشام از تیره بنى‏مخزوم است و این تیره از دیرزمان با بنى‏هاشم دشمن بودند و این مرد در مدت حكومت خود در مدینه على بن الحسین (ع) را فراوان آزار میكرد و به خاندان پیغمبر (ص) سخنان زشت مى‏گفت.

روز عزل او امام كسان خود را گفت مبادا به هشام سخن تلخى بگوئید و چون خود بدو رسید بر وى سلام كرد هشام گفت: «الله اعلم حیث یجعل رسالته» .


__________________

منتظرظهور آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۰۴-۲۵-۱۳۸۹, ۱۲:۳۲ بعد از ظهر   #8 (permalink)

منتظرظهور آواتار ها

تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,169
سپاس ها: 22
سپاس شده 198 در 198 پست
Activity Longevity
0/20 20/20
Today نوشته ها
0/0 sssss1169

درجه: 29 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 606 / 866
سحر و جادو: 389 / 946
تجربه: 87%

پیش فرض

[برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...]
[برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...]


روزى مردى او را دشنام گفت. على بن الحسین خاموش ماند و بدو ننگریست. مرد گفت:
ـ با توام! و امام پاسخ داد:
ـ و من سخن تو را ناشنیده می گیرم!

روزى مردى از خویشاوندانش نزد وى رفت و چندانكه توانست او را دشنام داد. امام در پاسخ او خاموش ماند چون مرد بازگشت به كسانى كه نزد او نشسته بودند گفت:
ـ شنیدید این مرد چه گفت؟ مى‏خواهم با من بیائید و پاسخى را كه بدو می دهم بشنوید! گفتند :
ـ مى‏آئیم و دوست می داشتیم همین‏جا پاسخ او را می دادى.
امام نعلین خود را پوشید و به راه افتاد و میگفت: «و الكاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین» همراهان او دانستند امام سخن زشتى بدان مرد نخواهد گفت. چون به خانه وى رسید گفت:
ـ بگوئید على بن الحسین است. مرد بیرون آمد و یقین داشت امام به تلافى نزد او آمده است . چون نزد او رسید على بن الحسین گفت:
ـ برادرم! ایستادى و چنین و چنان گفتى! اگر راست گفتى خدا مرا بیامرزد. اگر دروغ گفتى خدا ترا بیامرزد.

مرد برخاست و میان دو چشم او را بوسید و گفت:
ـ آنچه درباره تو گفتم از آن مبرائى. و من بدان سزاوارم! و راوى حدیث گوید، آن مرد حسن بن الحسن بود می گفت هیچ خشمى را گواراتر از آن خشم كه به دنبال آن شكیبائى باشد ندیدم. و آنرا با شتران سرخ مو عوض نمیكنم.

مردى كه پیشه مسخرگى داشت و با خنداندن مردم از آنان چیزى مى‏ستد به گروهى گفت: على بن حسین مرا عاجز كرد. هر كار می كنم نمی توانم او را بخندانم و من باید او را بخندانم !

روزى امام با دو بنده خود به راهى مى‏رفت آن مرد پیش رفت و رداى امام را از دوشش برداشت . امام برجاى خود ایستاد و دیده از زمین برنمى‏داشت. بندگان او در پى مسخره دویدند و ردا را از او گرفتند و برگرداندند. امام پرسید:
ـ این مرد كه بود؟
ـ مرد مسخره‏اى است كه مردم را مى‏خنداند و از آنان چیزى می گیرد..
ـ بدو بگوئید خدا را روزى است كه در آن روز مسخره‏پیشگان زیانكارانند. و جز این چیزى نگفت.

از یكى از موالى خود ده هزار درهم وام خواست. مرد گروگان طلبید. على بن الحسین پرزه‏اى از رداى خود كند و بدو داد و گفت این گروگان تو!
مرد چهره درهم كشید. على بن الحسین پرسید:
من بیشتر پاى بند گفته خود هستم یا حاجب بن زراره؟
ـ تو!
چگونه است كه كافرى چون حاجب بن زراره كمان خود را كه پاره چوبى است گروگان می دهد و به وعده خود وفا می كند و من به وعده خود وفا نمی كنم؟
مرد پذیرفت و مال را باو داد. پس از چندى گشایشى در كار امام پدید آمد. وامى را كه به عهده داشت نزد آن مرد برد و گفت:
ـ این طلب تو. گروگان مرا بده!
ـ فدایت شوم، آنرا گم كردم!
ـ در این صورت حقى به من ندارى. آیا ذمه چون منى را خوار می شمارى؟
ـ مرد آن پرزه را از حقه‏اى كه داشت بیرون آورد و بدو داد. على بن الحسین پرزه را گرفت و مال را بدو سپرد.

و الكاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین.

خشم خود را بر خود چیره نكردن، بخشودن خطاكاران و شفقت بر ناتوانان از خصلت خاص و شناخته رسول خدا بود، تا آنجا كه قرآن او را بدین خوى نیكو ستود «و إنك لعلى خلق عظیم » همه فرزندان او كه پیشوایان امت‏اند، ازاین مزیت برخوردارند، و على بن الحسین (ع) چهره درخشان این صفت عالى انسانى است.

روزى كنیزك او آفتابه‏اى داشت و بر دست او آب مى‏ریخت. ناگاه آفتابه از دستش افتاد و جراحتى بر امام وارد ساخت. كنیزك گفت:
ـ خدا مى‏فرماید آنانكه خشم خود را مى‏خورند!
ـ خشم خود را فرو خوردم!
ـ و بر مردم مى‏بخشایند.
ـ خدا از تو بگذرد!
ـ و خدا نیكوكاران را دوست میدارد!
ـ و تو را در راه خدا آزاد كردم





__________________

منتظرظهور آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۰۴-۲۵-۱۳۸۹, ۱۲:۳۳ بعد از ظهر   #9 (permalink)

منتظرظهور آواتار ها

تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,169
سپاس ها: 22
سپاس شده 198 در 198 پست
Activity Longevity
0/20 20/20
Today نوشته ها
0/0 sssss1169

درجه: 29 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 606 / 866
سحر و جادو: 389 / 946
تجربه: 87%

پیش فرض

[برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...]

ورع امام سجاد عليه السلام


و الذین یبیتون لربهم سجدا و قیاما

خاندان پیغمبر به پیروى از سید و مهتر خود در عبادت پروردگار اهتمامى خاص داشتند.

قرآن به پیغمبر اسلام امر كرد كه پاسى از شب را به نماز بگذراند تا آنكه خدا او را به مقامى محمود برساند و او چنان در كار عبادت اهتمام ورزید كه قرآن به دلداریش آمد. «ما أنزلنا علیك القرآن لتشقى» پس از او امامان دین سیرت جد خود را زنده نگاه داشتند و در میان آنان گذشته و از على بن ابى‏طالب و على بن الحسین (ع) در كثرت عبادت امتیازى خاص یافته است، چنانكه از لقب‏هاى او سید العابدین، سید الساجدین و ذوالثفنات است. او بیشتر شب‏هاى عمر خود را به نماز و طاعت خدا گذرانیده. ابن شهرآشوب به اسناد خود از طاوس فقیه آرد:

او را دیدم از شامگاه تا سحر طواف و عبادت كرد. چون اطراف خود را خالى دید به آسمان نگریست و گفت «خدایا ستاره‏هاى آسمانت فرو رفتند و دیده‏هاى آفریدگانت خفتند. درهاى تو به روى خواهندگان باز است! نزد تو آمدم تا مرا بیامرزى و بر من رحمت كنى! و در عرصات قیامت روى جدم محمد (ص) را به من بنمایانى!»

سپس گریست و گفت «به عزت و جلالت سوگند، با معصیت خود قصد نافرمانى ترا نداشتم و درباره تو در تردید و به كیفر تو جاهل نبودم. و عقوبت تو را نمى‏خواستم. اما نفس من مرا گمراه كرد و پرده‏اى كه بر گناه من كشیدى مرا بر آن یارى داد. اكنون چه كسى مرا از عذاب تو مى‏رهاند؟ و اگر رشته پیوند خود را با من ببرى به رشته چه كسى دست زنم؟ چه فرداى زشتى در پیش دارم كه باید پیش روى تو بایستم!»


«روزى كه به سبكباران می گویند بگذرید و به سنگین‏باران می گویند فرود آیید، آیا با سبكباران خواهم گذشت؟ یا با سنگین‏باران فرود خواهم آمد؟ واى بر من هرچه عمرم درازتر مى‏شود گناهانم بیشتر می گردد و توبه نمی كنم. آیا هنگام آن نرسیده است كه از روزگارم شرم كنم.» سپس گریست و گفت:

أتحرقنى بالنار یا غایة المنى
فأین رجائى ثم أین محبتى
أتیت بأعمال قباح ردیئة
و ما فى الورى خلق جنى كجنایتى

پس گریست و گفت: پاك خدایا ترا نافرمانى مى‏كنند، چنانكه گویى ترا نمى‏بینند. و تو بردبارى مى‏كنى چنانكه گوئى ترا نافرمانى نكرده‏اند. با بندگانت چنان نكوئى می كنى كه گوئى به آنان نیازمندى و تو اى سید من از آنان بى‏نیازى.

سپس به مسجد رفت. من نزد او رفتم سرش را بر زانوى خود نهادم و چندان گریستم كه اشكم بر گونه‏هایش روان شد. برخاست و نشست و گفت كیست كه مرا از یاد پروردگار بازمی دارد؟

ـ من طاوس هستم اى فرزند رسول خدا. این جزع و فزع چیست؟ بر ما است كه چنین زارى كنیم لیكن به جاى عبادت، جنایت و نافرمانى پیشه مى‏سازیم. پدرت حسین بن على است! مادرت فاطمه زهراست! جدت رسول خداست! به من نگریست و گفت:

ـ طاوس! هیهات هیهات. از پدر و مادرم مگو! خدا بهشت را براى فرمانبرداران و نیكوكاران آفریده اگرچه بنده حبشى باشد. و آتش را براى كسى كه او را نافرمانى كند آفریده هرچند سید قریشى باشد.

مگر كلام خدا را نشنیده‏اى كه
«فإذا نفخ فى الصور فلا أنساب بینهم یومئذ و لا یتسائلون ) .


به خدا فردا جز عمل صالح، چیزى تو را سود ندارد.

مفید از عبدالله بن محمد قرشى روایت كند:
چون على بن الحسین وضو می گرفت رنگش زرد مى‏شد. بدو می گفتند تو را چه می شود؟ می گفت:
ـ می دانید مى‏خواهم پیش چه كسى برپا بایستم؟
نافله‏هایى را كه در روز از او فوت شده بود در شب قضا می كرد و مى‏فرمود:
ـ فرزندانم! این نماز بر شما واجب نیست ولى دوست دارم شما بر كار خیر عادت كنید و آن را ادامه دهید..
زهرى می گفت:
در روز قیامت ندا می دهند سید عابدان زمان خود برخیزد. در آنوقت على بن الحسین خواهد برخاست .
مردى به سعید بن مسیب گفت: با ورع‏تر از فلان ندیدم!
ـ على بن الحسین را دیدى؟
ـ نه!
ـ اگر دیده بودى می گفتى با ورع‏تر از او ندیدم
هرگاه نام او برده مى‏شد مى‏گریست و مى‏گفت زین العابدین و مى‏گفت، سید عابدان على بن الحسین است .
روزى در سجده بود، آتش در خانه‏اش افتاد. بدو گفتند یابن رسول الله آتش. آتش! و او همچنان در سجده بود تا آتش خاموش شد. بدو گفتند:
ـ چه چیز تو را از آتش به خود مشغول كرد؟


__________________

منتظرظهور آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی ۰۴-۲۵-۱۳۸۹, ۱۲:۳۷ بعد از ظهر   #10 (permalink)

منتظرظهور آواتار ها

تاریخ عضویت: فروردين ۱۳۸۹
نوشته ها: 1,169
سپاس ها: 22
سپاس شده 198 در 198 پست
Activity Longevity
0/20 20/20
Today نوشته ها
0/0 sssss1169

درجه: 29 [♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥♥ Bé-Yêu ♥]
سابقه: 606 / 866
سحر و جادو: 389 / 946
تجربه: 87%

پیش فرض

[برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...]

آتش آخرت


روزى طفلى از او در چاه افتاد و او در نماز بود، چون از نماز فارغ شد گفت:
من متوجه نشدم، چه با پروردگارى بزرگ به مناجات مشغول بودم.
خادمه او گوید نه شب براى او رخت‏خوابى گستردم و نه در روز براى او سفره‏اى نهادم.

مفید از طاوس آرد كه: شب داخل حجر اسماعیل شدم. على بن الحسین نیز به حجر آمد و به نماز ایستاد. چون به سجده رفت با خود گفتم مردى صالح از بهترین اهل بیت است، بشنوم چه می گوید. و شنیدم كه در سجده مى‏گفت: بنده تو در آستانه تو است. مستمند تو در آستانه تو است.. گداى تو در آستانه تو است. خواهنده از تو در آستانه تو است.

طاوس گوید این دعا را در هیچ اندوهى نخواندم مگر آنكه برطرف شد.
اصمعى گوید:

شبى گرد خانه كعبه مى‏گشتم. جوانى نیكو صورت را دیدم كه بر پرده كعبه چسبیده بود و می گفت:


خدایا. دیده‏ها خفته و ستاره‏ها به فراز آمده است. تو پادشاه زنده و قیومى!
پادشاهان درهاى خود را بسته و نگهبانان بر درها گمارده‏اند و درهاى تو بروى خواهندگان گشوده است. آمده‏ام تا بر من بدیده رحمت بنگرى كه تو أرحم الراحمین هستى! سپس گفت:

__________________

منتظرظهور آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
•♥•◄, , ميلاد, نامه, ويژه, العابدين, امام, خجسته, زين, سجاد


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه ميلاد ماه بني هاشم حضرت عباس (ع)۞*•*♥*•*۞ منتظرظهور مناسبتهای مذهبی 20 ۰۴-۲۴-۱۳۸۹ ۱۲:۴۴ قبل از ظهر
۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞ منتظرظهور مناسبتهای مذهبی 20 ۰۴-۲۳-۱۳۸۹ ۱۲:۵۰ قبل از ظهر
۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞ منتظرظهور مناسبتهای مذهبی 19 ۰۴-۱۴-۱۳۸۹ ۰۹:۳۰ بعد از ظهر
(¯`•.*~.*ويژه نامه ولادت باسعادت امام باقر عليه السلام*.~*.•´¯) منتظرظهور مناسبتهای مذهبی 28 ۰۳-۲۴-۱۳۸۹ ۰۹:۱۹ قبل از ظهر
۩۞۩ ويژه نامه سالگرد ارتحال ملکوتي حضرت امام خميني (ره) ۩۞۩ منتظرظهور مناسبتهای تاریخی 35 ۰۳-۱۵-۱۳۸۹ ۰۶:۴۸ بعد از ظهر

New Page 2
اکنون ساعت ۱۰:۲۱ بعد از ظهر برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

دوستان ما

لينک سايت شما اينجا

لينک سايت شما اينجا لينک سايت شما اينجا

نسيم وحي

طنين

اسلام گرا

 رموز رياضي قرآن

 دارالقرآن الکريم الزهراء (س) شهرستان تکاب

انمجمنهاي تخصصي آموزشي ويبولتن


Powered by vBulletin Version 3.8.5
Copyright ©2000 - ۱۳۸۹, Jelsoft Enterprises
Design By : VbskiN