قرآن سه بار از ذوالقرنين نام برده است
اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2






  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    عنوان کاربر
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,407
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,590
    1,634 بار در1,150 پست تشکر شده
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    20

    Gadid قرآن سه بار از ذوالقرنين نام برده است

    قرآن سه بار از ذوالقرنين نام برده است


    قرآن در سوره كهف سه بار از ذوالقرنين نام برده و اين خصوصيات را براى او بيان نموده است :
    1 - ((ما ذوالقرنين را بر زمين تسلط و تمكين بخشيديم و آنچه را كه براى استوارى حكومت و اكمال فتوحات خود لازم داشت در اختيارش ‍ نهاديم ))

    2 - سه پيشروى مهم نصيب دوالقرنين شد، اول نفوذ (و لشكر كشى ) در سمت غرب ، دوم نفوذ (و لشكركشى ) در سمت شرق ، سوم هجوم به طرف بلاد كوهستانى و دشتهاى شمال شرقى براى جلوگيرى از ياءجوج و ماءجوج (قبايل وحشى بيابانى كه در شمال شرقى مى زيسته اند) و ساختن ((سد)) بخاطر مسدود كردن راه تجاوز آنها.
    3 - ذوالقرنين طرفدار عدالت بود و از ظلم و ستم دورى مى كرد و از ضعفا و ناتوانان حمايت مى نمود
    .
    4 - او به خدا و آخرت ايمان داشت
    .
    5 - او حرص به ثروت اندوزى نداشت از اينرو پس از ساختن سد، مغلوبين خواستند مالى فراهم كنند و به او بدهند، او نپذيرفت و گفت :
    آنچه خدا به من عطا كرده مرا از اموال شما بى نياز خواهد كرد.
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    عنوان کاربر
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,407
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,590
    1,634 بار در1,150 پست تشکر شده
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    20

    پیش فرض

    اينك در اين باره سؤ ال مى شود كه ذوالقرنين با اين خصوصيات چه كسى بوده است؟



    بين مفسران و علماى تاريخ ، آراء و گفتگوهاى بسيار به ميان آمده است و در رواياتى كه مربوط به ذوالقرنين هست نيز اختلاف وجود دارد.
    در مورد اسم ذوالقرنين ، در بعضى از روايات آمده ، نام او ((عياش )) بود و در بعضى ديگر آمده اسم او ((اسكندر)) بود، و در پاره اى اسم او ((مرز يابن مرز به يونانى )) و در برخى ديگر اسم او ((مصعب بن عبدالله بن قحطان )) و در بعضى ((صعب بن ذى المراثد)) و در بعضى ديگر ((عبدالله بن ضحاك )) و... آمده است
    .
    فخر رازى در تفسير خود اصرار دارد كه ذوالقرنين همان اسكندر مقدونى است ، و در اين باره گفتارى دارد كه خلاصه اش اين است :
    قرآن دلالت مى كند كه قلمرو حكومت ذوالقرنين تا به آخر غرب و شرق و سمت شمال رسيد و بنابر شهرت تاريخى كسى كه حكومتش به اين حد رسيد، جز اسكندر شخص ديگرى نيست ، چه آنكه اسكندر بر تمام كشورها مسلط شد سپس به مصر رفت اسكندريه را ساخت و سپس وارد شام شد و هر جا قدم مى نهاد آنجا را فتح مى كرد، بر ايران و هند و چين و... تسلط يافت ، وقتى كه قرآن ذوالقرنين را چنين معرفى مى كند كه بر همه جا تسلط يافت و در تاريخ ثابت شده كه اسكندر قاف تا فاف عالم را گرفت پس ‍ ذوالقرنين همان اسكندر است .


    در گفتار فخر رازى چند اشكال وجود دارد:

    نخست اينكه كسى كه از نظر تاريخ بر مشرق و مغرب و شمال و جنوب تسلط يافته باشد، تنها اسكندر نيست ، بلكه افرادى نيز مثل كورش ، بخت النصر و... چنين استيلاء پيدا كردند.
    دوم اينكه قرآن ، ذوالقرنين را مؤ من به خدا و روز قيامت و يگانه پرست معرفى مى كند، در صورتى كه اسكندر از ستاره پرستان بود و نقل كرده اند كه حيوانى را براى ستاره مشترى ذبح نمود
    .
    سوم اينكه : در هيچيك از تواريخ ذكر نشده كه اسكندر مقدونى سد ياءجوج و ماءجوج را ساخته باشد.
    چهارم اينكه : اسكندر در راه كشورگشائى ، افراد بسيارى را كشت و خونريزى در عالم بپا كرد، در صورتى كه قرآن ، ذوالقرنين را عادل و مهربان و مخالف ظلم معرفى كرده است ...
    علامه سيد هبة الدين شهرستانى مى گويد: ذوالقرنين يكى از پادشاهان تبابعه
    يمن بوده است ، و چون يمن با حجاز مجاور هم بوده اند مردم حجاز از پيغمبر (ص ) جوياى جريان و داستان او گرديدند، و قرآن به خواست آنها پاسخ مثبت داد و شرح حال او را بيان كرد.
    اخيرا آقاى ابوالكامل آزاد، وزير اسبق فرهنگ هندوستان با تحقيقات دامنه دار و ذكر قرائنى در مقام اثبات اين نكته برآمده است كه منظور از ذوالقرنين ، كورش كبير
    است ، و تمام علائم و اوصافى كه قرآن در مورد ذوالقرنين گفته با اوصاف كورش تطبيق مى كند.

    آقاى علامه طباطبائى نيز اين قول را قابل انطباق تر از اقوال ديگر با قرآن و قابل قبولتر مى داند.
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چرا قرآن گوشت خوك را حرام شمرده است؟
    توسط سید در انجمن معما هاي قرآني
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 04-03-2010, 02:00 AM
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 04-03-2010, 01:58 AM
  3. آيا بسم الله جزء سوره است ؟
    توسط سید در انجمن تفسير
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 04-03-2010, 01:49 AM
  4. دو داروى آرام‏بخش در قرآن
    توسط سید در انجمن تفسير
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 04-03-2010, 01:44 AM
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 03-30-2010, 02:34 AM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Some Translations By VBIran
Persian Language
Powered by vBulletin Version 4.1.10
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.0


Forum Modifications By Marco Mamdouh
http://www.twitter.com/ayehayezendegi