پاسخ به دو پرسش قرآنى
اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2






موضوع: پاسخ به دو پرسش قرآنى675 روز پیش

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    عنوان کاربر
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,401
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,585
    1,630 بار در1,148 پست تشکر شده
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    20

    Icon18 پاسخ به دو پرسش قرآنى

    سجده فرشتگان و مقام چهارده ‏معصوم(ع)

    )وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ((1)؛
    »و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمين جانشينى خواهم گماشت، ]فرشتگان[ گفتند: آيا در آن، كسى را مى‏گمارى كه فساد انگيزد، و خونها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو، ]تو را [تنزيه مى‏كنيم؛ و به تقديست مى‏پردازيم. فرمود: من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد«.


    پرسش: به چه دليل فرشتگان مأمور شدند بر آدم سجده كنند در حالى كه انسان‏ها فساد و خونريزى دارند؟! آيا سؤال و اعتراض فرشتگان صحيح نبود؟

    براى پاسخ به اين پرسش در ابتدا به چند نكته اشاره مى‏كنيم:

    نكته اول: گاهى سؤال، استفهامى و براى فهم و درك مطلب است و گاهى سؤال اعتراضى و شيطنت‏آميز است. گروه اول فرشته‏گونه و رحمانى هستند و نشانه آن اين است كه پس از دريافت پاسخ، مى‏پذيرند و سر به سجده مى‏آورند. اما گروه دوم شيطانى و لجاجت پيشه هستند و نشانه آن اين است كه پس از دريافت جواب تكبر مى‏ورزند و سرپيچى مى‏كنند.
    نكته دوّم: خداوند نگفت كه شما ملائكه دروغ مى‏گوئيد؛ حرفشان را پذيرفت كه گفتند آدم خونريزى مى‏كند؛ زيرا به طور طبيعى موجودات زمينى به علت تزاحم و محدوديت امكانات، چه بسا با يكديگر درگير شوند و فساد و خونريزى پيش آيد. چنان كه در حيوانات نيز اين‏گونه بوده است. اما از آنجا كه در ميان انسان‏ها، كسانى اين قابليت را دارند كه به مقام خلافت الهى برسند و واسطه فيض الهى شوند، خداوند فرمود: »إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ« يعنى حرف شما درست است، اما من چيز ديگرى مى‏دانم، يعنى خير ديگرى در آن هست. حالا خدا مى‏خواهد اثبات كند كه دستور سجده فرشتگان بر آدم منطقى است. »وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها« خداوند اسمايى را ياد آدم داد.
    »ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ« بعد آن را بر فرشتگان عرضه داشت.
    »فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ« به ملائكه گفت اگر راست مى‏گوييد اسم‏هاى اينها را برايم بگوييد؟!
    »قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ« ؛ »گفتند: منزهى تو! ما را جز آنچه ]خود[ به ما آموخته‏اى، هيچ دانشى نيست، تويى داناى حكيم«.
    »قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ« آدم! تو فرشتگان را از اسامى آنان خبر بده«.
    »فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ« ؛ »چون آدم، فرشتگان را از اسامى آنان خبر داد!
    »قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ« بعد خدا گفت ]ديديد كه گفتم من يك چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد[ آيا به شما نگفتم كه من نهان آسمان‏ها و زمين را مى‏دانم!!
    »وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ« »و هر آنچه را كه آشكار مى‏كنيد و پنهان مى‏داشتيد مى‏دانم!«.
    »وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا« آنگاه كه همه فرشتگان قانع شدند، همه سجده كردند.
    بنا بر گفته برخى، در اينجا مطلبى دقيق‏تر وجود دارد كه بايد بررسى و بيان شود و آن اينكه؛ اين علم اسماء چه علمى بوده كه وقتى خدا به آدم و بعد آدم به فرشته‏ها تعليم داد؛ ملائك راضى شدند كه سجده كنند؟ اين آيات نشان مى‏دهد كه آن اسماء از مقوله لفظ )مثل زيد و بكر و حسن و حسين( نبوده بلكه خداوند مى‏خواسته، فرشتگان را با حقايق و موجودات عالى آشنا كند كه مقام نورانى آنها بر ديگران پوشيده بوده و غيب آسمان‏ها و زمين بوده‏اند. به همين جهت خداوند در اين آيات نخست مى‏فرمايد:
    »وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها« ضمير »ها« مؤنث است و به اسماء بر مى‏گردد، يعنى همه آن اسما را ياد آدم داد.
    سپس مى‏فرمايد: »ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ« »هُم« ضمير جمع مذكر براى ذوى‏العقول است؛ يعنى، عرضه داشت ايشان ]خود موجودات[ را بر فرشتگان، اصلاً ورق برگشت و بحث از اسماء و الفاظ به حقايق و موجودات صاحب عقل و حيات ارتباط پيدا كرد.
    »فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ« »هؤلاء« براى جمع ذوى‏العقول مى‏آيد، خدا به ملائكه گفت اسماى اين حقايق و موجودات را به من خبر بدهيد. اما چون مقام بلند اين ذوات مقدسه، غيب آسمان‏ها و زمين بود و از احاطه علمى فرشتگان بالاتر بود، اظهار بى‏اطلاعى كردند.
    »قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ« در اينجا بود كه حضرت آدم، فرشتگان را از اسامى آن حقايق مقدس آگاه كرد.
    »فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ« وقتى آدم خبر داد ملائكه را به اسماء ايشان، خداوند گفت من مى‏دانم و شما نمى‏دانيد. پس سجده كنيد.
    مرحوم علامه طباطبائى مى‏فرمايد2) آنها موجوداتى بودند كه نزد خداوند وجود داشتند و ملائكه تا به حال آنان را نديده بودند، پشت پرده غيب بودند »انزل اللَّه سبحانه كل اسم فى العالم بخيرها و بركتها« خداوند هر اسمى را به بركت وجود آنها نازل كرده و آنچه در آسمان‏ها و زمين است از نور آنها برگرفته شده، چنان كه در زيارت جامعه كبيره چنين آمده است: »خلقُكم الله انواراً فجعلكم بِعَرشِهِ مُحدقين« خداوند شما را )نور و حقيقت شما نه جسم شما را( خلق كرد سپس شما را به گرد عرش خويش به طواف درآورد.
    »حتى مَنَّ علينا بكم فَجَعلَكُم فى بيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسمه« تا اينكه خداوند بر مردم منت گذاشت و شما را در همين خانه‏هاى گلى قرار داد و رخصت داد كه ]قدر و منزلت[ شما رفعت يابد و نامش در آن خانه‏ها ياد شود.
    هر چه در عالم هست از بركت وجود نورانى آن ذوات مقدسه است كه مقامشان، نهان و غيب آسمان‏ها و زمين است. وقتى فرشتگان با اين حقايق آشنا شدند، فرمان سجده را به جان پذيرفتند و بر اين مقامات سجده كردند.
    نتيجه بحث اين شد كه: خداوند حقايق نورى چهارده معصوم را به ملائكه نشان داد. گفت سجده شما بر شخص آدم نيست بلكه از نسل آدم چهارده معصوم را داريم. وقتى آنها چهارده معصوم را ديدند متوجه شدند كه مقام آنها با خودشان قابل مقايسه نيست.
    »فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ. إِلاَّ إِبْلِيسَ «
    و دليل اينكه مراد از اسماء، اسامى و حقيقت چهارده معصوم است اين است كه با وجودى كه طبق قاعده ادبيات عرب ضميرى كه به اسما بايد برگردد ضمير مؤنث )ها( است ولى خداوند فقط يك‏بار از اين ضمير استفاده كرد و بقيه موارد را از ضمير )هُم( يا )هؤلاء( كه براى جمع صاحبان عقل است استفاده نمود )عرضهم انباءهم باسمائهم - انبئونى باسماء هؤلاء(.
    پس اينكه برخى مفسران گفته‏اند اگرچه فرشتگان نيز توانايى يادگيرى و بهره‏مندى از علم الهى را داشتند؛ اما از اين آيات به خوبى آشكار مى‏شود كه توانمندى آدم جهت يادگيرى و بهره‏مندى از علم الهى بسيار گسترده است و فرشتگان داراى مقام معلوم و محدوده خاص خود مى‏باشند به همين جهت با ديدن توانمندى آدم، در برابر او سجده كردند و خضوع و تواضع خود را نشان دادند(3) نظر صحيحى نمى‏باشد؛ زيرا اگر فقط خداوند اسم‏هايى را به آدم آموخت و آموزش آن به ملائكه هم ممكن بود ملائكه مى‏توانستند بگويند: خداوندا اگر تو آن اسم‏ها را به ما هم آموزش‏دهى ما ياد خواهيم گرفت و ديگر آدم بر ما فضيلتى نخواهد داشت. و از عدم سؤال آنها معلوم مى‏شود كه ظرفيت آن مسئله را نداشتند )زيرا آن اسماء، اشخاصى بودند كه وجود جسمانى آنان از صلب آدم به وجود مى‏آمد(. علاوه بر اين اگر آن اسما و علم از مقوله لفظ بود با بيان آنها توسط آدم براى ملائكه، آنها نيز ياد مى‏گرفتند و دوباره مى‏توانستند بگويند ما نيز مانند آدم آن اسما را بلد هستيم پس چرا بر او سجده كنيم؟!
    پس نتيجه مى‏گيريم كه سجده ملائكه در واقع بر انسان كامل بوده كه چهارده معصوم مى‏باشند و خلقت حقيقت آنان قبل از همه موجودات بوده و آنان واسطه فيض خداوند براى همه موجودات مى‏باشند.
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    عنوان کاربر
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,401
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,585
    1,630 بار در1,148 پست تشکر شده
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    20

    پیش فرض

    آخرت غيرمسلمان

    پرسش. آيا يهودى‏ها و مسيحى‏هاى فعلى همه جهنمى هستند؟ حتى اگر مانند اديسون مخترع باشند و يا آدم‏هاى خوبى باشند؟ تكليف اهل تسنن چيست؟


    بعضى‏ها خيلى صريح می‏گويند همه افراد فوق جهنمى هستند و حال آنكه اين حرف معقول نيست؛ زيرا نمى‏شود همه را با يك چوب راند. واقعيت اين است كه براساس آيات قرآن مانند آيه فوق و آيه )... وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً((5)؛ »... و ما تا پيامبرى برنيانگيزيم، به عذاب نمى‏پردازيم«.

    امكان ندارد خداوند متعال مردمى را بدون حجت و فرستادن پيامبر، عذاب كند. البته اين رسول يا باطنى مانند عقل و فطرت است و يا خارجى مانند پيامبران الهى است.
    در برابر پيامبران الهى و اتمام حجت خداوند؛ مردمان به چند گروه تقسيم مى‏شوند:



    شكى نيست كه پيغمبر اكرم)ص( يك دين و آيين بيشتر نياورد و يكى از اين مذاهب مطابق دستورات پيامبر است. پيغمبر يك جور وضو و نماز و احكام تشريع نمود.

    حال آيا همه اين گروه‏هاى غيرشيعه دوازده امامى، جهنمى هستند؟ پاسخ اين است كه انسان‏ها از اين لحاظ به سه دسته تقسيم مى‏شوند:


    چنين افرادى زمان پيغمبر)ص( هم بودند. پيغمبر)ص( وقتى آيات قرآن را مى‏خواند گروهى مى‏شنيدند و مسخره مى‏كردند، )همان عالم عامد( بعضى پنبه در گوش خود مى‏گذاشتند و گوش نمى‏كردند. اين‏ها را جاهل مقصر مى‏گويند.
    حال در بحث ما، غيرشيعه‏ها از جمله سنى و مسيحى و يهودى... اگر نسبت به حق، جاهل مقصر باشند، حقشان است كه به جهنم بروند.

    بنابراين نمى‏توان همه را با يك چشم نگاه كرد، وقتى دعا مى‏كنيد براى همه مسلمانان دعا كنيد، براى همه انسان‏ها دعا كنيد. بعضى‏ها وقتى مى‏شنوند مثلاً در آمريكا سيل آمده مى‏گويند الهى شكر، در حالى كه آنها هم بشرند، جان دارند، بنده خدا هستند و چه بسا در دين، جاهل قاصر باشند.
    و نكته پايانى اينكه يهودى و مسيحى در صورت غيرحربى بودن احترام دارند، ولى كافر حربى مثل اسرائيلى‏ها هيچ احترامى ندارد.

    2. فرقه‏هاى غيرشيعه دوازده امامى مانند »زيديه« كه پس از پيامبر)ص( به چهار امام اعتقاد دارند و »اسماعيليه« كه به شش امام معتقد مى‏باشند و از اعتقاد نسبت به ديگر امامان)ع( محروم هستند. 3. اهل تسنن كه به امامان دوازده‏گانه به عنوان جانشينان پيامبر)ص( معتقدند نيستند. 4. پيروان اديان ديگر مانند يهوديان و مسيحيان كه به پيامبر اسلام و قرآن معتقد نيستند. 1. عالم عامد: مثل عالمى كه آگاه است و مى‏داند كه دين مسيح تحريف شده و در انجيل به دين اسلام بشارت داده شده است. همه را مى‏داند اما بروز نمى‏دهد، حال به هر دليلى مثل اينكه، رياستش به خطر مى‏افتد، هواى نفسش نمى‏گذارد و يا از امور واهى مى‏ترسد و... . به هر حال چنين شخصى از روى عمد و لجاجت، حق را زير پا مى‏گذارد. روشن است چنين شخصى سزاوار جهنم است و اين مطلب كاملاً عقلى است. 2. جاهل مقصر: يعنى كسى كه نمى‏داند و نمى‏خواهد بداند !! مثلاً شخصى واقعاً نمى‏داند مسيحى يا شيعه يا سنى كدامشان حق هستند؟ چون كتاب نخوانده و تحقيق نكرده. البته بى‏سواد نيست. چه بسا دكتر هم هست اما تا بحث دين پيش مى‏آيد نمى‏خواهد گوش دهد. نمى‏خواهد جهلش نسبت به دين از بين برود. اساساً نمى‏خواهد ادله و مستندات را بشنود. او نسبت به دين جاهل است، حق و باطل دين را نمى‏داند اما در ندانستن خويش مقصر است؛ زيرا مى‏تواند با پرسش، مطالعه كردن، راديو و تلويزيون گوش دادن و از همه مهمتر فكر كردن به نتيجه برسد، اما نمى‏خواهد(6).
    1. گروهى كه به پيامبر اسلام و تمامى امامان دوازده‏گانه و حقانيت تمامى پيامبران گذشته اعتقاد دارند. اينان همان فرقه ناجيه مسلمان اثنى‏عشريه هستند. 3. جاهل قاصر: كسانى مانند پيرمردها و پير زن‏هاى روستايى كه 70 سال است شهر نرفته - سواد هم ندارند - به راديو و تلويزيون هم دسترسى ندارد، اگر اين پير زن جهنم برود عقل مى‏گويد: ظلم است. چرا كه او عنادى نكرده است بلكه برعكس به خاطر سادگى و صفاى باطنش مى‏تواند مورد تفضل الهى قرار گيرد و چه بسا )به جهت اعمال خوبش( كه مطابق فطرت انجام داده است بهشتى شود. بسيارى از مسيحى‏ها و يهودى‏ها و اهل تسنن اينطورند.
    آخرت مخترعان

    شايد سوال شود در آخرت نسبت به مخترعان و دانشمندانى مانند اديسون چگونه برخورد مى‏شود؟

    از نظر عقلى: اگر كسى براى غيرخدا كار كند، مزدش را بايد از غير خدا بگيرد و اگر براى خدا كار كند مزدش را بايد خدا بدهد.
    اديسون هم اگر نيت خدايى داشته خدا به او مزد مى‏دهد و اگر نيتش خودنمايى بوده، در اين صورت خودش را نشان داده و مزدش را گرفته و اگر غرض او خدمت به خلق بوده خدمتش را كرده و مزدش را هم از تحسين مردم گرفته است، پس اگر عملش رنگ خدايى داشته، خدا هم به خاطر آن به او مزد مى‏دهد.
    از روايات نيز استفاده مى‏شود آنها كه مسلمان نيستند و خدمتى مى‏كنند خداوند در عذاب و حساب و كتاب روز قيامت شان تخفيف مى‏دهد(7) و اين تخفيف نيز از باب لطف الهى است وگرنه طلبى در كار نيست. حتى ممكن است كسانى كه بطور عمدى و دانسته حق را انكار مى‏كنند ولى در عين حال در نامه عملشان خدمت به خلق داشته‏اند، مورد تخفيف واقع شوند؛ زيرا جهنم نيز مراتب مختلف دارد و اين كم و زيادها در رحمت الهى لحاظ مى‏شود.
    بنا بر آنچه گفته شد: مردم به سه دسته تقسيم مى‏شوند:



    مراد از »مستضعف« نيز در اينجا فقر اقتصادى نيست؛ بلكه در ضعف قرار گرفتن از جهت دسترسى به منبع هدايت است. خداوند درباره اينان مى‏فرمايد: )لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً((8). علت معذور بودن، چاره نداشتن است كه شامل جاهل غافل غيرمعاند هم مى‏شود.
    به عقيده علامه طباطبايى)ره( »مستضعف«، فردى است كه ذهنش به مطلب حق منتقل نشده و فكرش به حق راه نيافته است؛ يعنى، شخصى كه به حق رهبرى نشده و در عين حال از كسانى است كه با حق عناد ندارد؛ بلكه طورى است كه اگر حق برايش واضح گردد، از آن پيروى خواهد كرد. چنين كسى جزء افراد مستضعف خواهد بود.
    1. مؤمنان حق‏پذير؛ افرادى‏اند كه به خداوند ايمان آورده و جايگاهشان بهشت است. البته اين گروه داراى »درجات« هستند كه از آنها به »سابقون« و »اصحاب يمين« ياد مى‏شود. 2. كافران حق‏ستيز؛ كسانى‏اند كه حق را شناخته‏اند ولى به علت حق‏ستيزى و لجاجت از آن روى برتافته‏اند. اين گروه مقصرند و جايگاهشان به طور حتم جهنم است؛ اين گروه نيز داراى »دركات« هستند و بر اساس شدت ستيزه‏جويى در طبقات جهنم قرار مى‏گيرند. 3. مستضعفان عذرپذير؛ كسانى كه معذورند يعنى، اگر نتوانسته‏اند به دين حق بپيوندند و بدان عمل كنند، به علت تقصير يا كوتاهى آنان نبوده است؛ بلكه به دليل سلسله عواملى است كه از اختيار آنها خارج بوده است. همين عوامل موجب جهل يا غفلت يا عمل نكردن آنان به دستورات دين اسلام شده است. مرجع كار چنين كسانى خداوند خواهد بود. خداوند خودش به نحوى كه حكمت و رحمتش ايجاب كند با آنان رفتار خواهد كرد.
    ...................( Anotates ).................
    1) بقره (2)، آيه 30.






    2) ر.ك: تفسير الميزان، ج 1، ص 119، طبع عربى. 3) ر.ك: تفسير نمونه، ج 1، ص 179. 4) انفال (8)، آيه 42. 5) اسراء (17)، آيه 15. 6) قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ«؛ »بگو: آيا كسانى كه مى‏دانند و كسانى كه نمى‏دانند يكسانند؟ تنها خردمندانند كه پندپذيرند«، )زمر (39)، آيه 9). 7) وَ قالَ الَّذينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنَ الْعَذابِ (49). 8) نساء (4)، آيه 98.
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Some Translations By VBIran
Persian Language
Powered by vBulletin Version 4.1.10
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.0


Forum Modifications By Marco Mamdouh
http://www.twitter.com/ayehayezendegi