....... امام‌ حسين‌(عليه السلام) در سخنان‌ ياران‌ ......
اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 20






  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    عنوان کاربر
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,401
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,585
    1,630 بار در1,148 پست تشکر شده
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    20

    Eh S ....... امام‌ حسين‌(عليه السلام) در سخنان‌ ياران‌ ......

    قلم‌ در بيان‌ عظمت‌ احياگر بزرگ‌ اسلام‌ ناب‌ محمدي‌(صلي الله عليه و آله) مفسّر عظيم‌ الشأن‌ ولايت‌و امامت‌، رهبر فرزانه‌، سرور آزادگان‌ گيتي‌، اسوة‌ بي‌نظير فداكاري‌، شهيد آگاه‌، چراغ‌فروزان‌ هدايت‌، كشتي‌ نجات‌ امت‌، حضرت‌ سيّد الشهدا امام‌ حسين‌(عليه السلام)، عاجز و ناتوان‌است‌.آري‌ چه‌ مي‌توان‌ نوشت‌ در عظمت‌ شخصيتي‌ كه‌ همة‌ عالمان‌ متعهد و صاحب‌ نظران‌منصف‌ از عمق‌ جان‌ بر اين‌ باورند كه‌ حسين‌ حقيقتي‌ است‌ بزرگ‌ كه‌ تمام‌ مردم‌ گيتي‌ دربرابر عظمت‌ روح‌ و علوّ همّت‌ او سر تسليم‌ فرود آورده‌ و خضوع‌ كرده‌اند.

    كدامين‌ عبارت‌ را در وصف‌ آن‌ جان‌ جانان‌ بكارگيريم‌ كه‌ گوياتر از «مصباح‌ الهدي‌»،«سفينة‌ النجاة‌» و «سيدي‌ شباب‌ أهل‌ الجنة‌» باشد كه‌ جد بزرگوارش‌، منجي‌ بشريت‌ وسرور كائنات‌ با آن‌ عبارات‌ او را ستوده‌ است‌.و كدامين‌ كلمات‌ و جملات‌ مي‌توانند حق‌ او را ادا كنند در حالي‌ كه‌ خدايش‌ در قرآن‌كريم‌ در آيه‌ مباهله‌ او را «فرزند پيامبر» و در آيه‌ تطهير «جزء پاك‌ترين‌ پاكان‌» و در سورة‌فجر «نفس‌ مطمئنه‌»اش‌ خوانده‌ است‌.آري‌، از تصور عظمت‌ حضرت‌ ثار الله عاجزيم‌ و قلم‌ قاصرمان‌ از اداي‌ حق‌ عظيم‌حضرت‌ حسين‌ بن‌ علي‌8 ناتوان‌ است‌.ولي‌ افرادي‌ وجود دارند كه‌ از هر جهت‌ به‌ آن‌ حضرت‌ نزديك‌تر بوده‌اند و حتي‌ آن‌چنان‌ مجذوب‌ شخصيت‌ او شده‌اند كه‌ در فداكردن‌ جان‌ خود در راه‌ او سر از پانمي‌شناختند و در رفتن‌ به‌ سوي‌ ميدان‌ مبارزه‌ و شهادت‌ بر يكديگر سبقت‌ مي‌گرفتند وشهادت‌ در ركاب‌ او را نهايت‌ آمال‌ و آرزوي‌ خود مي‌دانستند.


    ظهر روز عاشورا وقتي‌ امام‌ حسين‌(عليه السلام) از نماز فارغ‌ شد در سخنان‌ كوتاهي‌ ياران‌ خود رابه‌ بهشت‌ بشارت‌ داد و فرمود: «اين‌ پيامبر خداست‌ و اينان‌ شهدايي‌ كه‌ در راه‌ خدا كشته‌شده‌اند، منتظر قدوم‌ شمايند، و شما را به‌ بهشت‌ بشارت‌ مي‌دهند...»


    اصحاب‌ به‌ امام‌ عرض‌ كردند: جان‌هاي‌ ما فداي‌ تو باد و خون‌هاي‌ ما نگاهدارندة‌ خون‌تو، به‌ خدا سوگند مادامي‌ كه‌ از ما كسي‌ زنده‌ باشد، هيچ‌ گزندي‌ به‌ تو و حرم‌ تو نمي‌رسد.


    ابن‌ عماره‌ از پدرش‌ نقل‌ مي‌كند كه‌: از حضرت‌ صادق‌(عليه السلام) سؤال‌ كردم‌ و گفتم‌: ازاصحاب‌ امام‌ حسين‌(عليه السلام) و ايثار و فداكاري‌ آنان‌ مرا آگاه‌ كن‌. آن‌ حضرت‌ فرمود: «پرده‌ وحجاب‌ از برابر آنان‌ برداشته‌ شد و منازل‌ خويش‌ را در بهشت‌ مشاهده‌ كردند، بطوري‌ كه‌ برشهادت‌ و كشته‌ شدن‌ شتاب‌ مي‌كردند تا با حور معانقه‌ نموده‌ و به‌ سوي‌ جايگاه‌ خود دربهشت‌ بروند».


    شاعر عرب‌ چه‌ زيبا در وصف‌ آنان‌ سروده‌ است‌ كه‌:


    جادوا بأنفسهم‌ في‌ حب‌ّ سيّدهم‌والجود بالنفس‌ أقصي‌ غاية‌ الجود




    السابقون‌ الي‌ المكارم‌ والعُلي‌والحائزون‌ غداً حِياض‌ الكوثر




    لولا صَوارمُهم‌ ووقع‌ُ نِبالِهم‌لم‌ تسمع‌ الا´ذان‌ صوت‌ مكبّر




    آنان‌ امام‌ حسين‌(عليه السلام) را فراتر از سخن‌ و بيان‌ دانسته‌ و پيش‌ از ا´نكه‌ با زبان‌ در وصف‌ ا´ن‌وجود مبارك‌ سخني‌ بگويند، با عمل‌ خود به‌ وصف‌ او پرداخته‌ و اورا شايسته‌ ا´ن‌ دانسته‌اندكه‌ جان‌ خود را در راه‌ او فدا سازند. و با اين‌ كار خود حتي‌ دشمنان‌ را به‌ تعجب‌ واداشته‌اند؛ابن‌ ابي‌ الحديد معتزلي‌ گويد: به‌ يكي‌ از كساني‌ كه‌ در سپاه‌ كوفه‌ حضور داشت‌، گفته‌شد: واي‌ بر تو! چرا فرزند پيغمبر را كشتي‌؟! آن‌ مرد گفت‌: دهانت‌ خرد باد! تو اگر مي‌ديدي‌ آنچه‌ كه‌ ما در كربلا ديديم‌، تو هم‌همين‌ كار را مي‌كردي‌! آنها دست‌ به‌ قبضة‌ شمشير مي‌بردند و مانند شيران‌ غرنده‌ به‌ ماحمله‌ مي‌كردند و خود را در دهان‌ مرگ‌ مي‌انداختند! امان‌ قبول‌ نمي‌كردند، رغبتي‌ به‌ مال‌و منال‌ دنيا نداشتند! هيچ‌ چيزي‌ نمي‌توانست‌ در ميان‌ ايشان‌ و مرگ‌ فاصله‌ بيندازد. اگر باآنها نمي‌جنگيديم‌، همه‌ ما را از دم‌ شمشير مي‌گذرانيدند، چگونه‌ مي‌توانستيم‌ از جنگ‌كردن‌ با آنها خودداري‌ كنيم‌؟! هر چند او احمقانه‌ گناه‌ نابخشنودني‌ خود را توجيه‌ مي‌كند ولي‌ در واقع‌ اعترافي‌ است‌ به‌شجاعت‌ و بزرگواري‌ و پايداري‌ ياران‌ امام‌(عليه السلام). ولي‌ متأسفانه‌ تاريخ‌ نتوانسته‌ است‌ سخنان‌ اين‌ راد مردان‌ را در حق‌ امام‌ و مقتداي‌خود به‌ طور كامل‌ به‌ ثبت‌ برساند و حتي‌ برخي‌ از آنان‌ تنها نامشان‌ در ليست‌ شهداي‌ كربلاباقي‌ مانده‌ است‌ و اثري‌ از ابراز احساسات‌ آنان‌ نيست‌، ولي‌ همان‌ تعداد اندك‌ كه‌نظراتشان‌ به‌ بهانه‌هاي‌ مختلف‌ پيرامون‌ حسين‌ بن‌ علي‌(عليه السلام) بيان‌ شده‌ است‌، مي‌تواندگوياي‌ جلوه‌هائي‌ از شخصيت‌ آن‌ حضرت‌ باشد و ما در اين‌ مقاله‌ برا´ن‌ هستيم‌ كه‌شخصيت‌ با عظمت‌ ا´ن‌ حضرت‌ را از ديدگاه‌ نزديكترين‌ يارانش‌ مورد بررسي‌ قرار دهيم‌، واميدواريم‌ نزد مولي‌ و مقتدايمان‌ حسين‌(عليه السلام) مقبول‌ واقع‌ گردد.
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    عنوان کاربر
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,401
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,585
    1,630 بار در1,148 پست تشکر شده
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    20

    پیش فرض

    امام‌ حسين‌ (عليه السلام) در سخنان‌ ياران‌ بني‌ هاشمي‌


    1 ـ ابو الفضل‌ العباس‌(عليه السلام)
    او اولين‌ فرزند علي‌(عليه السلام) از ام‌ البنين‌ است‌، علي‌(عليه السلام) در مورد علت‌ ازدواج‌ خود با مادر ابوالفضل‌(عليه السلام) مي‌فرمايد: «فتلد لي‌ غلاماً فارساً يكون‌ عوناً لولدي‌ الحسين‌ في‌ كربلا به‌ خاطراين‌ كه‌ برايم‌ پسر شجاعي‌ به‌ دنيا ا´ورد تا در كربلا ياور فرزندم‌ حسين‌ باشد».

    و صاحب‌ «تنقيح‌ المقال‌» در مورد ا´ن‌ حضرت‌ مي‌گويد: «وكان‌ شجاعاً فارساً وسيماًجسيماً يركب‌ الفرس‌ المطهّم‌ ورجلاه‌ تخطان‌ الارض‌؛ آن‌ حضرت‌، شجاع‌، اسب‌ سوار،خوش‌ سيما، تنومند بود، درحالي‌ كه‌ براسب‌ سوار مي‌شد پاهايش‌ برزمين‌ كشيده‌مي‌شد..»


    متاسفانه‌ سخنان‌ اين‌ راد مرد بزرگ‌ تاريخ‌ در حق‌ مولا و مقتدا و برادرش‌ حسين‌ به‌طور كامل‌ به‌ ثبت‌ نرسيده‌ است‌ مگر سخناني‌ كه‌ در لحظات‌ حساس‌ و سرنوشت‌ساز از آن‌حضرت‌ نقل‌ شده‌ است‌:


    حسين‌(عليه السلام) را تنها نمي‌گذارم‌


    يكي‌ از آن‌ مواقع‌ حساس‌ وقتي‌ است‌ كه‌ شمر از هم‌ طائفه‌گي‌ خود با ام‌ البنين‌ سوءاستفاده‌ كرد و خواست‌ با دادن‌ امان‌ نامه‌ عبيدالله به‌ فرزندان‌ ام‌ البنين‌ بر زخم‌ دل‌ عزيززهرا نمك‌ بپاشد ولي‌ اين‌ جا عباس‌ غيرت‌ و مردانگي‌ خود را به‌ نمايش‌ گذاشت‌ و نه‌ تنهااز امان‌ نامه‌ او خوشحال‌ نشد، كه‌ حتي‌ از او خشمگين‌ شد و فرمود:«تبت‌ يداك‌ ولعن‌ ماجئتنا به‌ من‌ امانك‌ يا عدو الله أتأمرنا أن‌ نترك‌ أخانا وسيّدناالحسين‌ بن‌ فاطمة‌: وندخل‌ في‌ طاعة‌ اللعناء وأولاد اللعناء؟!؛ دستانت‌ بريده‌ باد ولعنت‌ برا´ن‌ اماني‌ كه‌ براي‌ ما ا´ورده‌اي‌! اي‌ دشمن‌ خدا! به‌ ما پيشنهاد مي‌كني‌ كه‌ برادرو ا´قاي‌ خود حسين‌ فرزند فاطمه‌3 را رها كنيم‌ ودر تحت‌ فرمان‌ ملعونين‌ وفرزندان‌ملعونين‌ درا´ئيم‌.»


    ويكي‌ ديگر از حساس‌ترين‌ لحظاتي‌ كه‌ عباس‌ با سخنان‌ خود بر قوت‌ دل‌ برادرش‌حسين‌ افزود، شب‌ عاشورا بود كه‌ بعد از خطبة‌ ابي‌ عبدالله(عليه السلام) به‌ نمايندگي‌ از اهل‌ بيت‌،امام‌ را مخاطب‌ ساخت‌ و عرض‌ كرد:«هرگز تو را ترك‌ نخواهيم‌ كرد. آيا پس‌ از تو زنده‌ بمانيم‌؟ خداوند هرگز چنين‌ روزي‌ رانياورد»


    حسين‌(عليه السلام) تشنه‌ است‌ ا´ب‌ نمي‌نوشم‌


    يكي‌ ديگر از فرازهاي‌ تاريخ‌ كه‌ بيانگر ارادت‌ صميمانه‌ و وفاي‌ ابوالفضل‌(عليه السلام) نسبت‌ به‌برادرش‌ حسين‌(عليه السلام) است‌ آن‌ لحظه‌اي‌ است‌ كه‌ عباس‌ تنهائي‌ برادرش‌ را مشاهده‌ كرد نزدآن‌ حضرت‌ آمد و عرض‌ كرد: آيا مرا رخصت‌ مي‌دهي‌ تا به‌ ميدان‌ بروم‌؟امام‌(عليه السلام) گريه‌ شديدي‌ كرد و فرمود: «اي‌ برادر تو صاحب‌ پرچم‌ و علمدار من‌ هستي‌؛ عباس‌ گفت‌: اي‌ برادر! سينه‌ام‌ تنگ‌ و از زندگي‌ خسته‌ شده‌ام‌ و مي‌خواهم‌ از اين‌منافقان‌ خونخواهي‌ كنم‌؛امام‌(عليه السلام) فرمود: براي‌ اين‌ كودكانم‌ كمي‌ آب‌ تهيه‌ كن‌».


    عباس‌(عليه السلام) وقتي‌ به‌ شريعة‌ فرات‌ رسيد، ياد عطش‌ حسين‌ و اهل‌ بيتش‌ او را از نوشيدن‌آب‌ بازداشت‌ و ابياتي‌ را سرود كه‌ در آن‌ ابيات‌ زندگي‌ بعد از امام‌ حسين‌(عليه السلام) را خواري‌ و ذلت‌مي‌داند و مي‌گويد:يا نفس‌ من‌ بعد الحسين‌ هوني‌وبعده‌ لا كنت‌ أن‌ تكوني‌ هذا الحسين‌ شارب‌ المنون‌وتشربين‌ بارد المعين‌


    جانم‌ فداي‌ حسين‌(عليه السلام)


    و در رجزهائي‌ كه‌ هنگام‌ پيكار سروده‌ است‌ ضمن‌ اينكه‌ حسين‌(عليه السلام) را با عناوين‌ «جان‌مصطفي‌» و «امام‌ صادق‌ يقين‌» و «نجل‌ النبي‌» ستوده‌ است‌ شهادت‌ در ركاب‌ آن‌ حضرت‌را افتخار مي‌داند و دشمنان‌ خود را تهديد به‌ آتش‌ سوزان‌ جهنم‌ مي‌كند و مي‌فرمايد:


    لا أرهب‌ الموت‌ اذ الموت‌ رقي‌حتي‌ اُواري‌ في‌ المصاليت‌ لقا




    نفسي‌ لنفس‌ المصطفي‌ الطهر وقااءني‌ أنا العباس‌ أغدو بالسقا




    ولا أخاف‌ الشر يوم‌ الملتقي‌




    و بعد از قطع‌ دست‌ راستش‌ مشك‌ را به‌ دست‌ چپ‌ گرفت‌ و فرمود:




    والله ان‌ قطعتم‌ يميني‌اءنّي‌ احامي‌ أبداً عن‌ ديني‌




    وعن‌ امام‌ صادق‌ اليقين‌نجل‌ النبي‌ الطاهر الامين‌




    و بعد از قطع‌ دست‌ چپ‌ پرچم‌ را به‌ سينه‌ چسباند و فرمود:




    يا نفس‌ لا تخشي‌ من‌ الكفّاروأبشري‌ برحمة‌ الجبار




    مع‌ النبي‌ السيّد المختارقد قطعوا ببغيهم‌ يساري‌




    فأصلهم‌ يارب‌ حرّ النار
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------


  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    عنوان کاربر
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,401
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,585
    1,630 بار در1,148 پست تشکر شده
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    20

    پیش فرض

    - فرزندان‌ عقيل‌

    اينان‌ فرزندان‌ و نوادگان‌ عقيل‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ هستند كه‌ عبارتند از: «عبداللهبن‌ مسلم‌بن‌ عقيل‌» و «محمد بن‌ مسلم‌ بن‌ عقيل‌» و «محمد بن‌ ابي‌ سعيد بن‌ عقيل‌» و «عبدالرحمن‌ بن‌ عقيل‌» و «جعفر بن‌ عقيل‌».


    آنچه‌ از سخنان‌ اين‌ ياران‌ نزديك‌ و وفادار حسين‌(عليه السلام) به‌ ما رسيده‌ سخني‌ است‌ كه‌ درشب‌ عاشورا بيان‌ داشته‌اند، امام‌(عليه السلام) بعد از خطبه‌ و اظهار وفاداري‌ اصحاب‌ در شب‌ عاشوراروي‌ به‌ فرزندان‌ عقيل‌ نمود و فرمود:«شما را كشته‌ شدن‌ مسلم‌ كافي‌ است‌، برويد كه‌ من‌ شما را رخصت‌ دادم‌؛آنها گفتند:سبحان‌ الله مردم‌ چه‌ مي‌گويند؟! مي‌گويند ما بزرگ‌ و سالار خود و عمو زادگان‌ خود كه‌بهترين‌ مردم‌ بودند در دست‌ دشمن‌ رها كرديم‌ و با آنها تيري‌ به‌ طرف‌ دشمن‌ رها نكرديم‌و نيزه‌ و شمشيري‌ عليه‌ دشمن‌ به‌ كار نبرديم‌؟! نه‌ به‌ خدا سوگند چنين‌ نكنيم‌، بلكه‌ خود واموال‌ خود را فداي‌ توسازيم‌ و در كنار تو بجنگيم‌ و هر جا كه‌ روي‌ كني‌ با تو باشيم‌، ننگ‌ بادبر زندگي‌ پس‌ از تو».
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------


  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    عنوان کاربر
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,401
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,585
    1,630 بار در1,148 پست تشکر شده
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    20

    پیش فرض

    امام‌ حسين‌(عليه السلام)در سخنان‌ شهداي‌ پيش‌ از عاشورا

    قيس‌ بن‌ مسهّر صيداوي‌


    قيس‌ بن‌ مسهّر كه‌ حامل‌ نامة‌ امام‌(عليه السلام) در منزل‌ بطن‌ الرمه‌ به‌ سوي‌ مردم‌ كوفه‌ بود به‌خاطر دستگيري‌ مجبور به‌ پاره‌ كردن‌ نامة‌ امام‌(عليه السلام) شد و پس‌ از دستگيري‌ ابن‌ زياد او رامجبور كرد كه‌ براي‌ سب‌ حسين‌ و پدر و برادرش‌ بر بالاي‌ منبررود.


    به‌ حسين‌(عليه السلام) لبيك‌ گوييد


    او پيشنهاد عبيدالله را پذيرفت‌ و در مسجد اعظم‌ كوفه‌ و در جمع‌ مردم‌ كوفه‌ـ كه‌ به‌دعوت‌ عبيدالله و براي‌ شنيدن‌ سخنان‌ قيس‌ گردآمده‌ بودندـ بر بالاي‌ منبر رفت‌ و پس‌ ازحمد و ثناي‌ الهي‌ و درود بر رسول‌ خدا و رحمت‌ بر علي‌ و فرزندانش‌ و لعن‌ و نفرين‌ برعبيدالله و پدرش‌ و سردمدارانش‌، به‌ معرفي‌ حسين‌ بن‌ علي‌ پرداخت‌ و گفت‌:«اي‌ مردم‌ حسين‌ بن‌ علي‌ بهترين‌ خلق‌ خدا و فرزند فاطمه‌ دختر رسول‌ خداست‌، ومن‌ فرستاده‌ او به‌ سوي‌ شما هستم‌، من‌ در يكي‌ از منازل‌ بين‌ راه‌ از او جدا شده‌ و نزد شماآمدم‌ تا پيام‌ او را برسانم‌، به‌ نداي‌ او لبيك‌ گوييد».


    او بعد از اين‌ قضيه‌ به‌ دستور عبيدالله از بالاي‌ قصر دارالاماره‌ به‌ زير افكنده‌ شد و به‌شهادت‌ رسيد و با رسيدن‌ خبر شهادت‌ او به‌ امام‌ حسين‌(عليه السلام) اشك‌ از ديدگان‌ مباركش‌جاري‌ شد و محزون‌ گرديد.
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------


  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    عنوان کاربر
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,401
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,585
    1,630 بار در1,148 پست تشکر شده
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    20

    پیش فرض

    امام‌ حسين‌ (عليه السلام) در سخنان‌ ساير شهداي‌ كربلا


    1 - برير بن‌ خضير
    برير بن‌ خضير از اصحاب‌ امير المؤمنين‌(عليه السلام) و از شيوخ‌ قرّاء در مسجد جامع‌ كوفه‌ و ازتابعين‌ بوده‌ است‌.

    در راه‌ تو قطعه‌ قطه‌ مي‌شويم‌


    او در شب‌ عاشورا از جمله‌ افرادي‌ بود كه‌ با اظهارات‌ خود بر حقانيت‌ حسين‌(عليه السلام) تأكيدداشت‌ و پس‌ از خطبة‌ ا´ن‌ حضرت‌ گفت‌:«يابن‌ رسول‌ الله! خدا به‌ وسيلة‌ تو بر ما منت‌ نهاد كه‌ ما در ركاب‌ تو جهاد كنيم‌ وبدن‌مادر راه‌ تو قطعه‌ قطعه‌ شود و جدّ بزرگوارت‌ رسول‌ خدا(ص) در روز قيامت‌ شفيع‌ماباشد».
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------


  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    عنوان کاربر
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,401
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,585
    1,630 بار در1,148 پست تشکر شده
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    20

    پیش فرض

    2 - نافع‌ بن‌ هلال‌

    او آقا و شريف‌ در ميان‌ قوم‌ خود، قاري‌ قرآن‌، از حاملان‌ حديث‌ و از ياران‌ علي‌(عليه السلام) بودكه‌ در هر سه‌ جنگش‌ در عراق‌ همراه‌ ا´ن‌ حضرت‌ شمشير زده‌ بود.


    توچون‌ پيغمبر و علي‌ هستي‌!


    او در شب‌ عاشورا سخناني‌ بر زبان‌ جاري‌ كرد و با مقايسه‌ وضعيت‌ زمان‌ پيامبر(صلی الله علیه و آله) وعلي‌(عليه السلام) با زمان‌ امام‌ حسين‌(عليه السلام) بر دشمني‌ با دشمنان‌ اهل‌ بيت‌: تاكيد كرد و عرض‌كرد:«اي‌ پسر رسول‌ خدا! تو مي‌داني‌ كه‌ جدّت‌ پيامبر خدا هم‌ نتوانست‌ محبت‌ خود را دردلهاي‌ همه‌ جاي‌ دهد و چنانچه‌ مي‌خواست‌، همه‌ فرمان‌پذير او نشدند، زيرا كه‌ در ميان‌مردم‌، منافقاني‌ بودند كه‌ نويد ياري‌ مي‌دادند ولي‌ در دل‌، نيت‌ بي‌ وفايي‌ داشتند؛ اين‌ گروه‌در پيش‌ روي‌ از عسل‌ شيرين‌تر و در پشت‌سر از حنظل‌ تلخ‌تر بودند! تا خداي‌ متعال‌ او رابه‌ جوار رحمت‌ خود برد؛ و پدرت‌ علي‌(عليه السلام) نيز چنين‌ بود، گروهي‌ به‌ ياري‌ او برخواستند و اوبا ناكثين‌ و قاسطين‌ و مارقين‌ قتال‌ كرد اما مدت‌ او نيز به‌ سرآمد و به‌ جوار رحمت‌ حق‌شتافت‌؛ و تو امروز نزد ما بر همان‌ حالي‌! هر كس‌ پيمان‌ شكست‌ و بيعت‌ از گردن‌ خودبرداشت‌، زيانكار است‌ و خدا تو را از او بي‌نياز مي‌گرداند، با ما به‌ هر طرف‌ كه‌ مي‌خواهي‌، به‌سوي‌ مغرب‌ و يا مشرق‌، روانه‌ شو به‌ خدا سوگند كه‌ ما از قضاي‌ الهي‌ نمي‌هراسيم‌ و لقاي‌پروردگار را ناخوش‌ نمي‌داريم‌ و ما از روي‌ نيّت‌ و بصيرت‌ هر كه‌ را با تو دوستي‌ ورزد، دوست‌داريم‌، و هر كه‌ با تو دشمني‌ كند، دشمن‌ داريم‌».


    مادر به‌ عزايم‌ بنشيند! و باز در شب‌ عاشورا - بعد از جلسه‌ اصحاب‌ - هنگامي‌ كه‌ حسين‌(عليه السلام) موقعيت‌ لشكرخود و دشمن‌ را مورد بررسي‌ قرار مي‌داد، نافع‌ با آن‌ حضرت‌ برخورد كرد، آن‌ حضرت‌ فرمود:«در اين‌ تاريكي‌ شب‌ از اين‌ راه‌ برو و خود را نجات‌ بده‌! نافع‌ خود را بر قدم‌هاي‌ امام‌ انداخت‌ و گفت‌:مادرم‌ در سوگم‌ بگريد اگر چنين‌ كنم‌، خدا بر من‌ منت‌ نهاد كه‌ در جوار تو شهيد شوم‌». او در روز عاشورا نيز ضمن‌ اين‌ كه‌ جان‌ خود را در ركاب‌ حسين‌(عليه السلام) فدا مي‌كندافتخارش‌ اين‌ است‌ كه‌ بر دين‌ حسين‌ بن‌ علي‌(عليه السلام) از دنيا مي‌رود و مي‌گويد:ان‌ تنكروني‌ فأنا ابن‌ الجَملي‌ديني‌ علي‌ دين‌ حسين‌ بن‌ علي‌
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------


  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    عنوان کاربر
    میانگین پست در روز
    0.22
    محل سکونت
    ناسوت
    نوشته ها
    3,401
    تشکر از ارسال / دوست داشتن
    تشکر
    2,585
    1,630 بار در1,148 پست تشکر شده
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    20

    پیش فرض

    3 - حبيب‌ بن‌ مظاهر

    حبيب‌ بن‌ مظاهر - يا مظهّر - از بزرگان‌ شيعه‌ و ريش‌ سفيدان‌ معروف‌ كوفه‌ و ازاصحاب‌ پيامبر و علي‌(عليه السلام) بود كه‌ از آنان‌ نقل‌ روايت‌ نموده‌ است‌.و نيز از اصحاب‌ امام‌ حسن‌ مجتبي‌ و امام‌ حسين‌: بود و مدال‌ پر افتخار «يرحمك‌الله يا حبيب‌ لقد كنت‌ تختم‌ القرآن‌ في‌ ليلة‌ واحدة‌ وانت‌ فاضل‌» از امام‌ حسين‌(عليه السلام)نصيب‌ او شد.او از شيعياني‌ است‌ كه‌ به‌ همراه‌ سليمان‌ بن‌ صرد و ديگر شيعيان‌ و سران‌ كوفه‌ به‌ امام‌حسين‌(عليه السلام) نامه‌ نوشت‌ و از آن‌ حضرت‌ براي‌ حكومت‌ كوفه‌ دعوت‌ به‌ عمل‌آورد.سخنان‌ حبيب‌ نيز مانند ديگر ياران‌ حسين‌(عليه السلام) در مورد آن‌ وجود مبارك‌ كاملاً ثبت‌ وضبط‌ نشده‌ است‌ ولي‌ هر آنچه‌ به‌ ما رسيده‌ حاكي‌ از ارادت‌ خالصانه‌ اوست‌ كه‌ از چهرة‌معنوي‌ ابي‌ عبدالله الحسين‌(عليه السلام) بيشتر پرده‌ برمي‌دارد. حسين‌(عليه السلام) را ياري‌ كنيد حبيب‌ بعد از آنكه‌ خود را به‌ هر زحمت‌ از كوفه‌ به‌ كربلا رساند و مورد استقبال‌ گرم‌ اهل‌بيت‌: قرار گرفت‌، در روز ششم‌ محرم‌ وقتي‌ بي‌وفايي‌ كوفيان‌ را مشاهده‌ كرد از امام‌(عليه السلام)اجازه‌ خواست‌ كه‌ طائفه‌ بني‌ اسد را به‌ استمداد حسين‌(عليه السلام) بطلبد، اوبا حضور در ميان‌ آن‌طائفه‌ با سخنان‌ خود آنان‌ را بر ياري‌ حسين‌(عليه السلام) تشويق‌ كرد، و در ضمن‌ سخنانش‌ علاوه‌بر دعوت‌ از مردم‌، حسين‌(عليه السلام) را اين‌ گونه‌ معرفي‌ مي‌كند:«امروز از من‌ فرمان‌ بريد و به‌ ياري‌ او بشتابيد تا شرف‌ دنيا و آخرت‌ از آن‌ شما باشد،من‌ به‌ خدا سوگند ياد مي‌كنم‌ كه‌ اگر يك‌ نفر از شما در راه‌ خدا با پسر دختر پيغمبرش‌ دراينجا كشته‌ گردد و شكيبايي‌ ورزد و اميد ثواب‌ از خداي‌ داشته‌ باشد رسول‌ خدا در عليين‌بهشت‌ رفيق‌ و همدم‌ او خواهد بود».


    كدام‌ نماز مقبول‌ است‌؟!


    حبيب‌ از آن‌ روز كه‌ به‌ ياران‌ امام‌ حسين‌(عليه السلام) پيوست‌ مرتب‌ ملازم‌ امام‌ بود، و با سخنان‌حكيمانه‌اش‌ اصحاب‌ و ياران‌ امام‌ را جهت‌ دفاع‌ از اسلام‌ و امام‌ ترغيب‌ مي‌كرد و در مواقع‌لزوم‌ در مقابل‌ دشمن‌ قرار مي‌گرفت‌ و سخنان‌ ناصواب‌ آنان‌ را حكيمانه‌ پاسخ‌ مي‌گفت‌،وقتي‌ حصين‌ بن‌ نمير در ظهر عاشورا و هنگام‌ اقامه‌ نماز به‌ امام‌ حسين‌(عليه السلام) گفته‌ بود: نمازشما قبول‌ نيست‌، حبيب‌ جلو آمد و در پاسخ‌ او گفت‌:«زعمت‌ لا تقبل‌ الصلاة‌ من‌ آل‌ رسول‌ الله وتقبل‌ منك‌ يا ختّار؛ اي‌ فاسد وشرابخوارا´يا پنداشتي‌ كه‌ نمازاهل‌ بيت‌ رسول‌ الله(صلی الله علیه و آله) قبول‌ نيست‌ و نماز تو قبول‌ است‌؟!»


    به‌ كجا مي‌روي‌؟!و نيز وقتي‌ عمر سعد قرة‌ بن‌ قيس‌ را براي‌ فرستادن‌ پيامي‌ به‌ محضر امام‌ حسين‌(عليه السلام)فرستاد حبيب‌ بن‌ مظاهر او را شناخت‌ و بعد از رساندن‌ پيام‌ به‌ نصيحت‌ او پرداخت‌ و گفت‌:«واي‌ بر تو اي‌ قره‌! چه‌ كار مي‌كني‌ و كجا مي‌روي‌؟ حسين‌(عليه السلام) را ـ كه‌ خداوند به‌ بركت‌پدرانش‌ شما را گرامي‌ داشته‌ ـ ياري‌ نمي‌كني‌ و به‌ سوي‌ ستمكاران‌ مي‌روي‌؟!»


    ولي‌ قره‌ گفت‌ من‌ مأمورم‌ پاسخ‌ پيام‌ را به‌ عمر سعد برسانم‌ و بعد تصميم‌ مي‌گيرم‌.


    با دشمنانتان‌ مي‌جنگيم‌


    شب‌ عاشورا وقتي‌ نافع‌ بن‌ هلال‌ اضطراب‌ و پريشاني‌ زينب‌ كبري‌ و اهل‌ بيت‌ امام‌(عليه السلام)را مي‌شنود و به‌ اطلاع‌ حبيب‌ مي‌رساند، حبيب‌ مي‌گويد:«اگر منتظر دستور امام‌ نبودم‌، همين‌ الان‌ به‌ دشمن‌ حمله‌ مي‌كردم‌»؛آنگاه‌ حبيب‌ ياران‌ را صدا كرد، همگي‌ آمدند و در كنار خيمه‌هاي‌ آل‌ البيت‌ فريادبرآوردند كه‌:«اي‌ خاندان‌ رسول‌ خدا! اين‌ شمشيرهاي‌ ماست‌، قسم‌ خورده‌ايم‌ كه‌ آنها را در غلاف‌نكرده‌ و با دشمن‌ شما مبارزه‌ كنيم‌، و اين‌ نيزه‌هاي‌ ماست‌ كه‌ در سينة‌ دشمن‌ قرار خواهدگرفت‌».


    سپس‌ زنان‌ از خيمه‌ها بيرون‌ آمدند و گفتند:«ايها الطيبون‌ حاموا عن‌ بنات‌ رسول‌ الله وحرائر امير المؤمنين‌؛ اي‌ پاكان‌از دختران‌رسول‌ خدا و حرمهاي‌ امير المؤمنين‌(عليه السلام) حمايت‌ كنيد؛فضج‌ القوم‌ بالبكاء حتي‌ كان‌ الارض‌ تميد بهم‌: ا´نگاه‌ صداي‌ ياران‌ چنان‌ به‌ گريه‌ بلندشد كه‌ گويا زمين‌ در زيرپاي‌ ا´نان‌ مي‌لرزيد».
    اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


    ---------------------------------------------

    يادمان باشد نه جلو تر و نه عقب تر ، همگام با "ولي" بودن زيباست!

    ---------------------------------------------



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. امام‌ حسين‌(عليه السلام) كيست‌؟!
    توسط سید در انجمن امام حسین (علیه السّلام)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 12-07-2010, 12:11 AM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Some Translations By VBIran
Persian Language
Powered by vBulletin Version 4.1.10
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.0


Forum Modifications By Marco Mamdouh
http://www.twitter.com/ayehayezendegi